باربد

( شعرو ادب پارسی و موسیقی اصیل ایرانی )

رواق منظرچشم من آشیانه توست ...

شکلک های محدثه

 

به کلبه ام از راه دور ای آشنا خوش آمدی


چون بوی گل به همره باد صبا خوش آمدی

 

׀ +׀ نویسنده: عبدالکریم مهرپیما ׀ تاریخ: شنبه 7 تیر1393 ׀ موضوع: ׀

یک نکته ازاین معنی ( شماره 26)

 

 

دریچه نظرات این پست بسته است

 


برچسب‌ها: جملات زیبا
׀ +׀ نویسنده: عبدالکریم مهرپیما ׀ تاریخ: سه شنبه 25 آذر1393 ׀ موضوع: ׀

کتابخانه باربد ( کتاب شماره7 / گزیده غزلیات استاد هوشنگ ابتهاج " سایه " )

 

گزیده غزلیات سایه

 

 

دریچه نظرات این پست بسته است

 

 


برچسب‌ها: کتابخانه باربد, گزیده غزلیات هوشنگ ابتهاج, سایه
׀ +׀ نویسنده: عبدالکریم مهرپیما ׀ تاریخ: سه شنبه 25 آذر1393 ׀ موضوع: ׀

بمناسبت سالروز درگذشت سرتاجوران آواز ( استاد جلال الدین تاج اصفهانی )

 

استاد  تاج اصفهانی

 

غیرازهنرکه تاج سرآفرینش است

دوران هیچ منزلتی پایدارنیست

 

سلام به دوستداران نوا و نغمه های کهن !

13 آذرماه مصادف بود بادرگذشت ( استاد آواز جلال الدین تاج اصفهانی) اما متاسفانه به دلایل مختلف نتوانستم به موقع پستی برای بزرگداشت این استاد ارزنده موسیقی ایران به شماعزیزان تقدیم کنم .

دراین پست یک اجرای ناب تصویری هدیه دوست هنرمند و نازنینم جناب ( محمد مصلایی) ، یک اجرای صوتی و تصنیف مشهورو دلنشین ( به اصفهان رو) را به محضرشما خوبان تقدیم میکنم امیدوارم ازدیدن و شنیدنش لذت و بهره لازم راببرید که حتما چنین خواهدبود .

 

استادان ازراست :( تاج ، کسایی ، ادیب خوانساری)

 

 

زندگي تاج در يك نگاه‌

در سال 1282 شمسي، خداوند پسري به شيخ اسماعيل واعظ اصفهاني كه به تاج الواعظين معروف بود، عطا كرد كه نامش را جلال گذاشت. شيخ اسماعيل پدر جلال علاوه بر اينكه منبر گرم و گيرايي داشت، از صداي دلنشيني هم برخوردار بود. او طبق رسم زمان خويش، با گوشه‌ها و رديف‌هاي آوازي ايران نيز آشنايي داشت. جلال نيز، صدا و حنجره را از پدرش به ارث برده بود و اين موضوع را اهل خانواده مي‌دانستند، مگر پدر جلال! سرانجام زمان مدرسه رفتن جلال رسيد. پدر، او را به مدرسه <عليه> سپرد. اين مدرسه در بازارچه رحيم‌خان در نزديكي مسجد رحيم‌خان واقع بود و با منزلشان فاصله‌اي نداشت. جلال در مدرسه به خاطر صوت خوشي كه برخوردار بود، مكبري، موذني و قرائت قرآن را برعهده داشت.

 

استادتاج درکنارپدر

تاج و پدر

 

مكاشفه پدر

يك روز عصر، وقتي جلال 9ساله از مدرسه برمي‌گشت، با خود آوازي را زمزمه مي‌كرد. غافل از اينكه پدر، برخلاف معمول در منزل حاضر است. وقتي جلال پايش را از هشتي به داخل حياط مي‌گذارد، پدرش او را صدا مي‌زند.

جلال به لكنت مي‌افتد. در اين هنگام پدر با چهره‌اي گشاده و ملاطفت‌آميزي به فرزندش مي‌گويد: <جان پدر، تو صدايت خوب است و قشنگ آواز مي‌خواني، حالا كمي براي من هم بخوان.> و به اين صورت پدر، تاج را به دست معلمان آواز مي‌سپرد.

 

استادان :( شهناز و کسایی درکناراستاد ابوالحسن خان صبا)

 

 

يادگيري الفباي موسيقي‌

آن روزها به جلال چون فرزند شيخ اسماعيل تاج الواعظين بود، <تاج‌زاده> مي‌گفتند. جلال تاج‌زاده از 9سالگي، تعليم آواز را شروع كرد. ابتدا پيش پدرش با مقدمات و اصول رديف‌ها آشنا شد و سپس پدر او را به مرحوم آسيد عبدالرحيم اصفهاني استاد مسلم آواز آن زمان سپرد.

 سپس پدر تاج براي اين كه او را با گوشه‌هاي سازي در رديف‌ها آشنا كند، تاج را به خدمت شادروان نايب اسدالله ني‌زن معروف برد. تاج زمان نسبتاً طولاني در خدمت نايب‌اسدالله ظرايف آواز ايراني را فرا گرفت.

 مرحوم شادروان ميرزا حسين‌خان ساعت‌ساز، معروف به خضوعي، آخرين استادي بود كه تاج بنا به توصيه پدر به نزدش رفت. در اين هنگام بود كه تاج، اندك اندك در محافل مي‌خواند و آوازه تسلط او بر آواز ايراني همه جا را پر كرده بود.

اولين تجربه آواز

تاج در نوجواني با مرحوم حسين‌خان اسماعيل‌زاده، استاد معروف كمانچه آشنا مي‌شود و اولين باري كه قرار بوده به همراه ساز حسين‌خان آواز بخواند، حسين خان، ساز را كوك مي‌كند و هنوز جمله اول درآمد را نزده، تاج با عجله شروع به خواندن  مي‌كند! مرحوم حسين‌خان اسماعيل‌زاده با لبخندي مي‌‌گويد: پسرم، در خواندن اينقدر عجله نكن صبر داشته باش تا من درآمد را آغاز بكنم، سپس چهار مضرابي هم بزنم وقتي مجلس سرحال آمد و نيز خودت هم كاملاً سرذوق آمدي، آنوقت شروع كن به خواندن.

 

استادشجریان و تاج

 

 

استاد تاج به روایت و قلم استادبی بدیل آوازایران استاد محمدرضاشجریان

تاج برخلاف اينكه استادان انگشت‌شماري داشت، شاگردانش فراوان بودند. او در تعليم با لطف پدرانه‌اي كه داشت با اصرار هر كسي را كه حتي دو دانگ صدا داشت، تشويق به خواندن مي‌كرد. و اغلب، خود نيز براي تشويق شاگردان جوان و تازه‌كارش، بدون هيچ تعارف و تكلفي، چند بيت مناسبي زمزمه مي‌كرد تاج از شاگردانش به عنوان شاگرد نام نمي‌برد، بلكه با نام دوست و رفيق ياد مي‌كرد.‌

استاد شجريان درباره شاگردان تاج مي‌گويد: <به غير از آقايان مرتضي شريف و اصغر شاهزيدي كه به صورت مستقيم شاگرد تاج بوده‌اند، عده زيادي هم غيرمستقيم شاگرد تاج بودند. اين عده از روي صفحات و نوارهاي تاج با سبك آواز او آشنا مي‌شوند و روش او را ادامه مي‌دهند كه در اين ميان مي‌توان به خواننده خوش‌صداي معاصر آقاي حسين خواجه‌اميري (معروف به ايرج) اشاره كرد. خود من (شجريان) نيز مقداري روش جمله‌بندي و تركيب‌بندي در تحرير را از سبك آوازخواني تاج به كار گرفته‌ام. بارها و بارها در محضرش بوده‌ام. هم از آواز و هم از ارشادشان فيض فراوان برده‌ام.>‌

استاد شجريان در ادامه مي‌گويد:

آخرين باري كه در محضر اين هنرمند بزرگوار بودم، چهاردهم آبان 1360 درست يك ماه قبل از درگذشت ايشان به اتفاق استاد حسن كسايي و آقاي محمد موسوي (نوازنده ني و شاگرد حسن كسايي) آقاي پرويز مشكاتيان (نوازنده سنتور) آقاي ناصر فرهنگ‌فر مهر، آقاي منوچهر غيوري (شاگرد وفادار كسايي) شاطر رمضان و چند تن ديگر از هنر دوستان تهراني و اصفهاني كلبه محقر مرا به قدوم شريف خود آراسته بودند. در آن روز كسايي براي شادروان تاج كه خيلي افسرده به نظر مي‌رسيد با ني، دشتي درآمد كرد و تاج با غزلي از سعدي به اين مطلع:

 

تاجم نمي‌فرستي تيغم بر سر مزن‌

مرهم نمي‌گذاري زخمم دگر مزن‌

 

آوازي با نهايت قدرت تأثير خواند كه در حقيقت عقده‌گشايي دل‌آزردگي‌هايش بود. پس از فرود آواز ايشان تكليف كردند كه چيزي بخوانم من هم اطاعت امر استاد كرده چند بيتي خواندم كه طبق معمول مورد ستايش و لطف پدرانه ايشان قرار گرفتم. شادروان تاج مردي بود سليم‌النفس و با مناعت طبع هرگز در طول مدت زندگي‌اش به خاطر مال دنيا و مسائل مادي به كسي كرنش نكرد و به اين خاطر مدح كسي را نگفت. و از همه تعريف و تمجيد مي‌كرد و همه را با نام خير ياد مي‌كرد. شايد كسي به خاطر نداشته باشد كه او حتي يك بار از كسي گلايه كند و يا از كسي بد بگويد او حتي اگر از كسي رنجشي مي‌ديد و خاطرش آزرده مي‌شد، اين رنج و آزردگي را با سكوت بزرگوارانه‌اي تحمل مي‌كرد. تاج از استادانش با احترام فراواني ياد مي‌كرد. با دوستانش با مهرباني و عطوفت رفتار مي‌كرد و حتي تا آخرين روزهاي عمرش به اغلب دوستانش سركشي و احوال‌پرسي مي‌كرد. او با شاگردانش نيز مهربان بود و مانند پدري خود را موظف به غمخواري آنان مي‌دانست. شادروان تاج در زندگي يك همسر اختيار كرد و هميشه از او به عنوان يك كدبانوي خانه‌دار مهربان و دلسوز كه موجب و موجد گرمي كانون خانوادگي اوست نام مي‌برد. خداوند به تاج از اين همسر شش فرزند عطا كرد؛ چهار دختر به نام‌هاي: تاجي، پروين، هما، پروانه و دو پسر به نام‌هاي: همايون و جمشيد

 

 توضیح درمورد اجرای  تصویری :

تصنیف مشهور( آتش دل ) که باهمراهی استاتید فقید جلیل شهناز و حسن کسایی و ...؟ درجشن هنرشیراز دربارگاه بامعنویت حافظیه اجراشده است .

 

http://doholchi.com/wp-content/uploads/2011/12/download.png

 

توضیح درمورد اجرای صوتی :

این اثرزیبا درمایه ( ابوعطا) باهمکاری استادان ( تاج ، جلیل شهناز و حسن کسایی ) اجراشده است . کلام این اثر ازخداوندگارسخن ( سعدی ) می باشد بااین مطلع :

 

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگری

خاک بازار نیرزم که بر او می‌گذری

من چنان عاشق رویت که ز خود بی‌خبرم

تو چنان فتنه خویشی که ز ما بی‌خبری

 

http://doholchi.com/wp-content/uploads/2011/12/download.png

 

شرح تصنیف بسیارزیبای به اصفهان رو :

دردوران تبعید ملک الشعرای بهار به اصفهان بهارتصمیم می گیرد شعری دروصف اصفهان بسراید این تصمیم مقارن باسفر استاد علی اکبرخان شهنازی به اصفهان میشود . بهارازاستادشهنازی میپرسد آیا آهنگی دارد تا برآن شعری بسراید؟ و استادشهنازی می گوید : به تازگی رنگی دربیات اصفهان ساخته ام که میشود آنراسنگین تراجرانمود . ملک الشعرا هم میپذیرد و شعری روی آن میگذارد که بنداولش چنین است :

 

به اصفهان رو تابنگری بهشت ثانی

 

بعدازساختن تصنیف آنرادراختیاراستاد تاج میگذاردو این شاهکارپدید می آید .

 

به اصفهان رو كه تا بنگري بهشت ثاني

به زنده رودش سلامي زچشم ما رساني

ببر از وفا كنار جلفا به گلچهرگان سلام مارا

شهر پر شكوه، قصر چلستون، كن نظر به چارباغش

گر شد از كفت يار بي وفا، كن كنار پل سراغش

بنشين در كرياس، ياد شاه عباس، بستان از دلبرمي

بستان پي در پي، مي از دست وي، تا كي؟ تا بتواني

ساعتي در جهان خرم بودن، بي غم بودن، بي غم بودن

با بتي دلستان همدم بودن، محرم بودن، با هم بودن

اي بت اصفهان، زان شراب جلفا، ساغري در ده مارا

اما غريبيم اي مه، برغريبان، رحمي كن خدا را

 

http://doholchi.com/wp-content/uploads/2011/12/download.png

 

 

 


برچسب‌ها: تاج اصفهانی, جلیل شهناز, حسن کسایی, ادیب خوانساری, سعدی
׀ +׀ نویسنده: عبدالکریم مهرپیما ׀ تاریخ: سه شنبه 25 آذر1393 ׀ موضوع: ׀

بوسه بردست تنهاترین زن

 

سلام به دوستان نازنینم !

" بوسه بردست تنهاترین زن "  عنوان گزارشی ازدیدار آبروی موسیقی ایران  " استاد حسین علیزاده " ازبانوی هنرمند کردستان  " فتانه ولیدی  " است ، که چندی پیش دوست و داداش عزیزم   "   سیناجان    "  بنده رو به خواندن و شنیدنش دعوت کرد . دوست دارم شماهم این پست رو دروبلاگ وزین و زیبای ( ژیگان )بخونید و نظرات خوبتان رادرباربد بنویسید . اگرسوالی یا مطلبی داشتید ، آقا سینا حضور دارند و جواب خواهند داد .

 

 برای خواندن این پست و دانلود فایل صوتی بانو " فتانه ولیدی " روی عکس کلیک کنید


برچسب‌ها: حسین علیزاده, فتانه ولیدی, بوسته بردست تنهاترین زن
׀ +׀ نویسنده: عبدالکریم مهرپیما ׀ تاریخ: شنبه 15 آذر1393 ׀ موضوع: ׀

در باره من

لطیفه ایست نهانی که عشق ازآن خیزد
که نام آن نه لب لعل وخط زنگاریست
(حافظ)

سلامی به گرمی مهر!

تارنمای باربد جهت بالابردن سطح اطلاعات موسیقایی و ادبی خودم و مخاطبان عزیز طراحی شده است تا با شناخت بهتر و عمیق ترادبیات ،فرهنگ و هنر اصیل خویش بهترازپیش در راه رسیدن به خوبیها و زیبایی ها قدم برداریم . در این راه،بی ادعا و بدورازهرگونه شکسته نفسی ، درویشی خوشه چین بیش نیستم .صمیمانه دست تمام دوستان وهمکاران عزیزم را برای همیاری میفشارم.


عهدمابالب شیرین دهنان بست خدا
ماهمه بنده و این قوم خداوندانند
(حافظ)


ساعت و تاریخ




منوی اصلی

صفحه نخست
فهرست مطالب وبلاگ
پروفایل
پست الكترونيك
آرشيو مطالب


آخرین نوشته ها

رواق منظرچشم من آشیانه توست ...
یک نکته ازاین معنی ( شماره 26)
کتابخانه باربد ( کتاب شماره7 / گزیده غزلیات استاد هوشنگ ابتهاج " سایه " )
بمناسبت سالروز درگذشت سرتاجوران آواز ( استاد جلال الدین تاج اصفهانی )
بوسه بردست تنهاترین زن
استاد حسین علیزاده شوالیه نشد
حریق خزان ...
چله به چله باصدای سالارعقیلی
کتابخانه باربد ( کتاب شماره6 / فرهنگ فارسی به کردی )
یکی هست ... ( بمناسبت درگذشت مرتضی پاشایی )


جستجو



لینکهای روزانه

باریکان سنگدشت
آرتا تی وی ( جناب رحیمی عزیز)
آیینه ها
سیم های بی خار
دلباختگان ( استاد حسن آخوندی)
عاشقانه باخدا
دیارگاه
هوای حوصله ابریست
پنجره های خیس
مردتنهای شب
تاریخ و دانستنی های ناب ایرانمان
قطره قطره زندگی
ویولونیست
دختران کوروش
کتیبه حکمت
شاعرانه های من
داستان های شاهنامه
پنج گنج
دنیای خوشمزه ( محمدنازنین )
باران عشق
شبه شعر
خلستان صمدآقا
تنهاترین الماس
سبزترازخواب خدا
بوی جوی مولیان
زندگی رانفسی ارزش غم خوردن نیست
ازدل تاقلم
کلبه هنر
اشعارفارسی و ترکی ( استادکیان )
شاهزادگان پارسی
عارف و شیدا
الهه احساس
زلال حکمت ( جناب تقوایی عزیز)
دیارآشنا
ژیگان ( داداش سینای عزیز)
تااولین برف
نجوای نسیم
شکوه پارسی
تاریخ ایران و جهان
بسم الله الرحمن الرحیم
آشنای دیروز ... گمشده ی فردا
دلفروز
سروش مهر(وبلاگ جناب اکبری )
شمیم فسا(وبلاگ جناب علیزاده)
حرفی ازآن هزاران ...(وبلاگ ادبی استادبردبار)
وبلاگ استاد جعفری (سها)


آرشیو موضوعی

موسیقی اصیل ایرانی
موسیقی پاپ
موسیقی بیکلام
موسیقی محلی
موسیقی آیینی
مقالات موسیقایی
گزارش های موسیقی
اجراهای خصوصی
گلچین هفته
سازشناسی
برنامه رادیویی گلها
شعرو ادبیات
بزم شاعران
استادجعفری ( سها )
تاریخ و تمدن ایران باستان
مطالب متفرقه
کتابخانه باربد!


برچسب‌ها

محمدرضاشجریان
همایون شجریان
حافظ
مولانا
بنان
سعدی
شهرام ناظری
اجرای خصوصی
فریدون مشیری
رهی معیری
سالارعقیلی
حسین علیزاده
محمدمعتمدی
محمدرضالطفی
جلیل شهناز
کتابخانه باربد
گلهای تازه
حبیب الله بدیعی
روح الله خالقی
موسیقی پاپ
هوشنگ ابتهاج
سیمین بهبهانی
ایرج بسطامی
همامیرافشار
جوادمعروفی
گلچین هفته
پرویزمشکاتیان
محمدموسوی
کریم فکور
فرهنگ شریف
بی من مرو
حسن کسایی
مرتضی محجوبی
بیات اصفهان
فریدون شهبازیان
ایرج
احمدشاملو
سایه
همایون خرم
عبدالوهاب شهیدی


**RSS**



امکانات

باربد



اساتید موسیقی




طراح قالب

Edits By: Ejdeha-Sabz.BlogFa.com