X
تبلیغات
باربد

باربد

عطارنامه ( ازبی نشان )


سلام دوستان و همراهان عزیز باربد!


25 فروردین ماه مصادف است با بزرگداشت شاعرعارف مسلک ( فریدالدین عطارنیشابوری ) به همین مناسبت مطالبی مختصردرباب اندیشه های عرفانی این شاعربزرگ قرن 6هجری و دوتصنیف ناب و بسیارزیباآمیخته باقندغزل های گرانمایه  عطار برگرفته ازآلبوم ( عطارنامه )، باصدای گرم و دلنشین ( استاد محسن کرامتی ) به شماخوبان تقدیم میکنم .




سخنی چنددرباره سیراندیشه های عرفانی عطارنیشابوری :


اندیشه های عرفانی عطار سهم بسزایی درشکل دهی عرفان اسلامی دارد همچنین عطارمقام والایی درعرصه غزل و شعرپارسی دارد اماگمنامی اودرمقایسه باقله های دیگرشعرایرانی و عرفان اسلامی کاملامشهوداست .

اگرافرادی چون فارابی، غزالی، رودکی، فردوسی و ابن سینانبودند بزرگانی چون مولوی، سعدی، حافظ، ملاصدرا و خواجه نصیرالدین توسی نیز درگلستان معنا مجال روییدن پیدانمیکردند .ما بسی از مولوی یاد می‌کنیم، اشعار او را می‌خوانیم و شاهدیم که اندیشه و اشعار وی حتی در مغرب زمین مورد توجه قرار گرفته‌اند، اما هم برای فهم اندیشه‌های ژرف و غنی مولوی و هم برای پی بردن به سیر تکامل این اندیشه‌ها، احاطه به افکار افرادی چون عطار ضروی است، چرا که رگه‌های بسیاری از این افکار در اندیشه‌ها و اشعار فردی مانند عطار موجودند.


* غزل تصنیف اول یک غزل چالشی عطاربا زهدفروشان ریایی است که به زیبایی هرچه تمامترآنهارابه مبارزه دعوت میکند . خوانش این غزل زیبای عطارمنو یاداین بیت ازسعدی بزرگ  می اندازد که میفرماید:


0-glitter71.gif


من ازآن گذشتم ای یارکه بشنوم نصیحت

برو ای فقیه بامامفروش پارسایی




خلاصه ای اززندگینامه هنری استادمحسن کرامتی:


محسن کرامتی (متولد ۱۳۲۶) خواننده و استاد ردیف آوازی موسیقی ایرانی است.
او در تهران متولد شده است و همزمان با فراگیری نقاشی در دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران به یادگیری آواز نزد استاد محمدرضا شجریان پرداخته است. کرامتی از سال ۱۳۶۵ تا کنون به توصیهٔ محمدرضا شجریان به آموزش ردیف آوازی ایران میپردازد
وی همچنین مترجم بیش از چهل عنوان کتاب و مؤلف «فرهنگ اصطلاحات هنرهای تجسمی» است.
خطاط، مترجم بيش از چهل عنوان كتاب و مؤلف فرهنگ اصطلاحات هنرهاي تجسمي و بالاخره يك خواننده پركار و محقق در موسيقي ايراني است. سالهاست كه به تدريس روايت و شيوه آوازي اولين و تنها معلم موسيقي مستقيمش، استاد شجريان مشغول است.



الا ای زاهدان دین دلی بیدار بنمایید

همه مستند در پندار یک هشیار بنمایید

ز دعوی هیچ نگشاید اگر مردید اندر دین

چنان کز اندرون هستید در بازار بنمایید

هزاران مرد دعوی دار بنماییم از مسجد

شما یک مرد معنی‌دار از خمار بنمایید

من اندر یک زمان صد مست از خمار بنمودم

شما مستی اگر دارید از اسرار بنمایید

خرابی را که دعوی اناالحق کرد از مستی

به هر آدینه صد خونی به زیر دار بنمایید

اگر صد خون بود ما را نخواهیم آن ز کس هرگز

اگر این را جوابی هست بی انکار بنمایید

خراباتی است پر رندان دعوی دار دردی کش

میان خود چنین یک رند دعوی‌دار بنمایید

من این رندان مفلس را همه عاشق همی بینم

شما یک عاشق صادق چنین بیدار بنمایید

به زیر خرقهٔ تزویر زنار مغان تا کی

ز زیر خرقه گر مردید آن زنار بنمایید

چو عیاران بی جامه میان جمع درویشان

درین وادی بی پایان یکی عیار بنمایید

ز نام و ننگ و زرق و فن نخیزد جز نگونساری

یکن بی زرق و فن خود را قلندروار بنمایید

کنون چون توبه کردم من ز بد نامی و بد کاری

مرا گر دست آن دارید روی کار بنمایید

مرا در وادی حیرت چرا دارید سرگردان

مرا یک تن ز چندین خلق گو یکبار بنمایید

شما عمری درین وادی به تک رفتید روز و شب

ز گرد کوی او آخر مرا آثار بنمایید

چه گویم جمله را در پیش راهی بس خطرناک است

دلی از هیبت این راه بی‌تیمار بنمایید

چنین بی آلت و بی دل قدم نتوان زدن در ره

اگر مردان این راهید دست‌افزار بنمایید

به رنج آید چنان گنجی به دست و خود که یابد آن

وگر هستید از یابندگان دیار بنمایید

درین ره با دلی پر خون به صد حیرت فروماندم

درین اندیشه یک سرگشته چون عطار بنمایید



تصنیف زیبای ( زاهدان دین ) باصدای

استادمحسن کرامتی



http://doholchi.com/wp-content/uploads/2011/12/download.png


ای دل مبتلای من شیفتهٔ هوای تو

دیده دلم بسی بلا آن همه از برای تو

رای مرا به یک زمان جمله برای خود مران

چون ز برای خود کنم چند کشم بلای تو

نی ز برای تو به جان بار بلای تو کشم

عشق تو و بلای جان، جان من و وفای تو

باد جهان بی وفا دشمن من ز جان و دل

گر نکنم ز دوستی از دل و جان هوای تو

پرده ز روی برفکن زانکه بماند تا ابد

جملهٔ جان عاشقان مست می لقای تو

جان و دلی است بنده را بر تو فشانم اینکه هست

نی که محقری است خود کی بود این سزای تو

چشم من از گریستن تیره شدی اگر مرا

گاه و به‌گاه نیستی سرمه ز خاک پای تو

گر ببری به دلبری از سر زلف جان من

زنده شوم به یک نفس از لب جانفزای تو

هست ز مال این جهان نقد فرید نیم جان

می نپذیری این ازو پس چه کند برای تو

( عطار)


تصنیف دلنشین ( دل مبتلا ) باصدای

استاد محسن کرامتی


http://doholchi.com/wp-content/uploads/2011/12/download.png


تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی


برچسب‌ها: عطارنامه, محسن کرامتی, بزرگداشت عطارنیشابوری, ازبی نشان, سعدی
׀ +׀ نویسنده: عبدالکریم مهرپیما ׀ تاریخ: دوشنبه 25 فروردین1393 ׀ موضوع: موسیقی اصیل ایرانی ׀

بهارمن گذشته شاید ...




سلام و عرض ادب به شما عزیزان !

دراین پست تصنیفی بسیارزیبا از (استاد عمادرام ) ازخوانندگان قدیمی موسیقی ایرانی بانام  (بهارمن گذشته شاید ) شماتقدیم میکنم .


این تصنیف دردستگاه ( شور ) می باشد که برروی کلام دلنشین ( استاد معینی کرمانشاهی ) باآهنگسازی  استادعمادرام  اجراگردیده است .



خلاصه ای اززندگینامه ( عمادرام ):


اودرسال 1309 درساری به دنیاآمد و درسال 1382 در آلمان درگذشت .

ازجوانی به نواختن فلوت علاقه داشت او در سال ۱۳۲۲ خورشیدی به تئاتر روی‌آورد و علاوه بر نقش کمدین‌ها در پشت پرده می‌خواند و فلوت می‌زد . ازسال 1351 به سرپرستی یکی ازارکسترهای فرهنگ و هنرمنصوب شد .همزمان باانقلاب 57 ایران راترک کرد و دربزرگترین کنسرت درنقاط مختلف اروپا و آمریکا به نوازندگی پرداخت که تحسین همگان رابرانگیخت .



( استاد معینی کرمانشاهی )


عمادرام می گفت : "من معتقدم هنرباید راه آزادگی راپیشه کند و بازگوکننده رنجها و خوشیها و هرآنچه برمردم می گذرد باشد ".


عماد رام می گفت : منحنی هنر نسبت به پیشینیان سقوط کرده بود، کار اساتیدی همچون درویش خان، رکن الدین خان و صبا و ... چون مکتبی بود پس از سال ها همچنان پا برجا مانده است و کار بعضی از شبه هنرمندان چون سرابی بود، اثری از آثارشان باقی نمانده. مکتبیها به دنبال هنر بودند، دود چراغ می خوردند و دو زانو دستِ ادب بر سینه در برابر استادان می نشستند، لذا آثارشان نیز پایدار ماند و شبه هنر مندان از لوح دلها زدوده شدند. من گاهی برای اینکه آموزش فرهنگی و اخلاقی بگیرم نزد شادروان اسماعیل مهرتاش می رفتم، روزی نقل کرد در هنگام جوانی که من و علی اکبر شهنازی برای مشق تار خدمت درویش خان می رفتیم، روزی از قسمت روابط فرهنگی ایران و فرانسه پاکتی آوردند که محتوی یکصد تومان بود. در آن زمان یکصد تومان فوق العاده ارزش داشت و اگر کسی در کوچه ای صد تومان پول داشت آن کوچه به کوچه صد تومانیها معروف می شد.


درویش خان گفت: گمان نمی کنم که فرهنک و کار فرهنگی پاداش داشته باشد و از قبول پول امتناع ورزید. پس از ساعتی در همان جلسه رو کرد به حاجی علی اکبر خان که نسبتآ ثروتمند بود و ماهانه سه تومان بابت حق التدریس می پرداخت و گفت: پول داری حق التدریس ماه آینده خود را بپردازی؟ و پس از اینکه سه تومان را که مبلغ نسبتآ قابل توجهی بود گرفت، نوکرش را صدا زد و گفت: این سه تومان را بده این همسایه ارمنی که امروز زنش مرده و پول کفن و دفنش را ندارد. حالا شما این را مقایسه کنید با کسانی که اسم خود را هنرمند گذارده بودند و شبها به کاباره ها و ... هجوم می آوردند برای انباشتن جیب خود. و این تفاوت بود که هنر امثال درویش خان راماندنی کرد.


( فرامرزپایور ، عمادرام ، حسین تهرانی )


در تلويزیون ارکستر سه نفره ای متشکل از حسين تهرانی، فرامرز پا يور و عماد رام پا گرفت.

او برنامه های بیا تا گل برافشانیم و افسانه های عشاق را از تلویزیون ایران اجرا کرد.



چرا تو جلوه ساز این بهار من نمی شوی

چه بوده آن گناه من که یار من نمی شوی

بهار من گذشته شاید


شکوفه جمال تو شکفته در خیال من

چرا نمی کنی نظر به زردی جمال من

بهار من گذشته شاید


تو را چه حاجت نشانه من

تویی که پا نمی نهی به خانه من

چه بهتر آن که نشنوی ترانه من

نه قاصدی که از من آرد گهی بسوی تو سلامی

نه رهگذاری از تو آرد گهی برای من پیامی

بهار من گذشته شاید


غمت چو کوهی به شانه من

ولی تو بی غم از غم شبانه من

چو نشنوی فغان عاشقانه من

خدا تورا از من نگیرد ندیدم از تو گر چه خیری

بیاد عمر رفته گریم کنون که شمع بزم غیری

بهار من گذشته شاید


چرا تو جلوه ساز این بهار من نمی شوی

چه بوده آن گناه من که یار من نمی شوی

بهار من گذشته شاید


شکوفه جمال تو شکفته در خیال من

چرا نمی کنی نظر به زردی جمال من

بهار من گذشته شاید



تصنیف قدیمی خاطره انگیز

( بهارمن گذشته شاید ...)

باصدای

استادعمادرام



http://doholchi.com/wp-content/uploads/2011/12/download.png


لطفا تابازشدن دریچه دانلود قدری شکیباباشید



تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی



برچسب‌ها: بهارمن گذشته شاید, عمادرام, معینی کرمانشاهی, درویش خان, شور
׀ +׀ نویسنده: عبدالکریم مهرپیما ׀ تاریخ: شنبه 23 فروردین1393 ׀ موضوع: موسیقی اصیل ایرانی ׀

جانابه نگاهی ...



سلام به شمامهربان یاران باربد!


دراین پست تصنیفی فوق العاده زیبا و درعین حال غم انگیز بانام ( جانا به نگاهی ... ) به شماعزیزان تقدیم میکنم . اصل این تصنیف باصدای دلنشین و پروسعت  بانو ( مرضیه ) می باشد باآهنگسازی ( استاد مرتضی خان محجوبی ) برروی کلام جانسوز ( استاد رهی معیری ) که درمایه ( شوشتری ) اجراشده است .


عکس ها و تصاویر متحرک پروانه های زیبا


بعدها این تصنیف زیباباصدای( جناب همایون شجریان ) به زیبایی بازسازی شد . تلفیق شعرو موسیقی دراین تصنیف اونقدرزیبا و جانفزاست که هرشنونده ای رابایک بارشنیدن مفتون و شیدای شنیدن چندین باره اش می کند من که ازشنیدن این تصنیف مخصوصا باصدای خانم مرضیه هیچگاه سیرنشدم هرچند جناب همایون هم انصافا ازعهده به درستی و زیبایی برآمده اند شمانیزبشنوید تاچه پسند وقبول طبع زیباپسند شماافتد .



( اسطوره آهنگسازی : مرتضی خان محجوبی )


Click here to enlarge

جانا به نگاهی ز جهان بی‌خبرم کن، دیوانه‌ترم کن
سرگشته و شیدا چو نسیم سحرم کن، دیوانه‌ترم کن
وای ز چشمه‌ی دیدارت، وای ز آتش رخسارت
وای ز چشم افسون‌کارت چه‌سان مدهوشم من
جز حرف محبت چه شنیدی دگر از من که ببستی نظر از من
ترسم که شوی روز و شبی با خبر از من که نیابی اثر از من
در آتشم از سوز دل و داغ جدایی؛ به کجایی؟
باز آ که غم از دل برود چون تو بیایی چو بیایی
شمعی گریانم من، اشکی لرزانم من، آهی سوزانم من
چه دیدی که از من رمیدی
بر من نظری کن یا بر سر خاکم گاهی گذری کن






تصنیف غم انگیز( جانابه نگاهی ...) باصدای بانو مرضیه



http://doholchi.com/wp-content/uploads/2011/12/download.png



بازخوانی تصنیف زیبای ( جانابه نگاهی ...) باصدای همایون شجریان



http://doholchi.com/wp-content/uploads/2011/12/download.png



تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی


برچسب‌ها: جانابه نگاهی, مرضیه, همایون شجریان, رهی معیری, مرتضی محجوبی
׀ +׀ نویسنده: عبدالکریم مهرپیما ׀ تاریخ: سه شنبه 19 فروردین1393 ׀ موضوع: موسیقی اصیل ایرانی ׀

کنارم بمان ...





 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


نوبهاراست درآن کوش که خوشدل باشی

که بسی گل بدمد بازتو درگل باشی

من نگویم که کنون باکه نشین و چه بنوش

که تو خوددانی اگرزیرک و عاقل باشی


( حافظ )


سلام به شمادوستداران شعرو موسیقی اصیل ایرانی !

به واسطه علاقه ای که به شخصیت هنری و اجتماعی خسرو آوازایران دارم، اولین پست موسیقایی سال جدید راباتصنیفی بسیارکمیاب ، زیرخاکی و دلنشین بانام ( به کنارم بمان ) برروی کلام بانوی شعرایران ( سیمین بهبهانی ) ، باآهنگسازی استاد ( حبیب الله صالحی ) درمایه ( اصفهان )، شروع میکنم . حتمااین تصنیف نادرو دلنوازرادریافت کنید و ازشنیدنش لذت ببرید .

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

چه محفل آرائی چه شیرین سخنی

نمی کنم باور که مهمان منی

نمی کنم باور که با خنده خود

سکوت سنگین را چنین می شکنی

قدم نهادی در خانه من

شد تاز تو روشن کاشانه من

سبو بی افکن پیاله بشکن

که باده مستی ندهد

خوشا به حالی که خود مجالی

به می پرستی ندهد

تو نور چشمانه منی بر دو چشمم قدمت

مرو از این خانه مرو تا نمیرم زغمت

به کنارم تو بمان به شام تارم تو بمان

تو بمان تاغم عاشق برسد

همه سودای تو دارم تو بمان


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



تصنیف زیبای ( به کنارم بمان ) باصدای استادمحمدرضا شجریان



http://doholchi.com/wp-content/uploads/2011/12/download.png



تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی


برچسب‌ها: محمدرضاشجریان, به کنارم بمان, سیمین بهبهانی, حبیب الله صالحی, بیات اصفهان
׀ +׀ نویسنده: عبدالکریم مهرپیما ׀ تاریخ: شنبه 16 فروردین1393 ׀ موضوع: موسیقی اصیل ایرانی ׀

ازتخت جمشید و بیشاپور تا سواحل نیلگون خلیج همیشه فارس


تصاویرتخت جمشید، پر بازدید کننده ‌ترین بنای تاریخی ایران




عید است بیا به گل تفآل بزنیم


بر سرمه ی چشم اطلسی زل بزنیم

غافل نشویم آنی از حرمت باغ

صد بوسه به روی حضرت گل بزنیم



( رباعی بهاری استادجعفری نازنین ،هدیه به تمام مخاطبان عزیزباربد )

استادگرانمایه ازشماسپاسگزارم


سلام یاران و همراهان همیشگی باربد!


امیدوارم ایام تعطیلات نوروزی خوش و خرم بوده باشید و انشاالله بعدازتعطیلات باانرژی دوچندان به کاروزندگی ادامه دهید . بالاخره بعدازچندروزمسافرت فرصت و سعادت دست داد که عرض سلام و ارادتی مجدد خدمت شما خوبان داشته باشم درنبودم حسابی بنده کمترین رو شرمنده لطف و عنایت های خودتان کردید تابیش ازپیش به داشتن دوستان خوبی چون شمابرخود ببالم امیدکه بتوانم پاسخگوی محبت های شما مهربانان باشم .


پس ازساعت ها بحث و جدل درمورد انتخاب محل مسافرت درنهایت تصمیم گرفتیم که بارو بندیل سفرراببندیم و به سمت استان زیبای بوشهرسفرکنیم البته یکی دوروز قبل ازسفرهم ،سفری یک روزه به شهرپارسه ( تخت جمشید) داشتیم که مطالب و تصاویری ضمیمه این پست پیشکش خواهم کرد انشاالله دیدن این تصاویرمحرکی باشد جهت اینکه اگرتاکنون ازاین مناطق بازدید نکردید تابستان عزم سفربه این دیاربامردمان بسیارمهربان و خونگرم کنید .




سفررابا دیدن شکوفه های  زیبای بهاری بادام کوهی ( به زبان محلی : الوک ) شروع میکنیم




تخت جمشیدیا ( پارسه / پرسپولیس / هزارستون / چهل منار )

این مکان تاریخی درفاصله 50 کیلومتری شیرازدرشهرستان مرودشت قراردارد که پایتخت باشکوه و تشریفاتی پادشاهان هخامنشی بوده است . تخت جمشید درزمان پادشاهی داریوش کبیر ، خشایارشاه و اردشیراول بناشده است .به مدت 50 سال مرکزی برای برگزاری مراسم آیین های نوروزی بوده است . درنخستین روزسال نو گروههای مختلف ازکشورهای گوناگون باپیشکش های متنوع درتخت جمشید جمع میشدند و به شاه تقدیم میکردند .





 دروازه ملل :

تنها و اصلی ترین دروازه ورودی تخت جمشید دروازه بزرگ یا دروازه ملل است که 10 مترارتفاع دارد که نقش دوگاو سنگی بالدارباسرانسانی به زیبایی هرچه تمامتربرآن حجاری شده است .





(کاخ آپادانا  ):

ازقدیمی ترین کاخ های تخت جمشید است که به دستورداریوش بزرگ ساخته شد و درزمان خشایارشا تکمیل گردید. ساخت این کاخ 30 سال به طول انجامیده ، ازاین کاخ برای برپایی جشن های بزرگ مثل نوروز استفاده میشده است .

نمونه ای ازستون های کاخ آپادانا که به زیبایی و ظرافت هرچه تمامترتوسط حجاران هنرمند ایرانی باآن ابزارهای سنتی  ساخته شده است . مهارت و هنرمعماران باستان تحسین و البته اعجاب هربیننده ای رابرمی انگیزد .





(کاخ تَچَر یاتالارآیینه ):

ازکاخ های اختصاصی داریوش بزرگ محسوب میشود . تچریعنی ( خانه زمستانی ) .

سنگ هاو ستون های این کاخ به زنگ خاکستری بوده ، و به طوری صیقل داده بودند که عکس آدمی درآن می افتاده است به همین دلیل به آن تالارآیینه نیزمی گفتند .




کاخ هدیش :

هدیش کاخ اختصاصی خشایارشا بوده است . ( نام زن خشایارشا هدیش بود )
اسکندرمقدونی به تلافی به آتش کشیدن معبد بزرگ آتن توسط خشایارشا ویرانی و سوزاندن تخت جمشید راازکاخ هدیش شروع کرد .



سرستون هایی به شکل گاو که روی ستون هاقرارمیگرفت و حمل کننده سقف کاخ هابود .
گاو دردوران باستان نماد پاینده و نگهبان و نگهدارنده بود .





کازرون :

نقش برجسته تیمور ورودی شهرکازرون :

این نقش برجسته مربوط به میرزاتیمور ازنوادگان فتحعلی شاه قاجارمیباشد حاکم کازرون دردوره قاجاراست که دراین تصویربرصندلی تکیه داده و شیری رارام کرده است




( شهربیشاپور):

بیشاپور ازشهرهای باستانی ساخته شده درزمان ساسانیان است که اهمیت ارتباطی داشته است گنجینه ای ازآثارارزشمند دوران ساسانی مانند ( معبد آناهیتا ) رادرخود جای داده است .این شهرتاقرن هفتم آباد و مسکونی بوده است.



مسجدیامدرسه دوره اسلامی که طبق کتیبه های اکتشافی به زمان آل بویه برمیگردد





 ایوان موزائیک :

این بنانمونه ای ازشاهکارهای هنرمعماری دردوره ساسانیان است که مشرف به حیاط مستطیلی شکل است که علاوه بر ستون های تزیینی حیاط نیزبا موزائیک های منقوش به گل و گیاه و تصاویرزنان آراسته بوده است . کف ایوان هابایک نوع قالی موزائیکی به شکل های گیاهی و انسانی فرش می شده است ازاین بنابه عنوان حرمسرای اختصاصی شاپور استفاده میشده است . قسمت های زیادی ازموزائیک های زیبای این بنا درموزه های لوور پاریس نگهداری میشود .





نمونه موزائیک هایی که برای فرش کردن کف ایوان به کارمیرفته است که قطعاتی ناچیزازاین موزائیک ها زیبادرموزه بیشاپورموجود است به طیف چشم نوازرنگ هادراین موزائیک هادقت کنید به ظرافت هنرایرانی پی خواهیدبرد .



تالارتشریفات :

این تالاردرمحوطه ای به مساحت 781 مترمربع ساخته شده است و یکی ازبزرگترین و اولین آثارمعماری دوران ساسانیان است که به صورت چلیپا تجلی میکند به طوری که بعدها تمام آتشکده هاراطبق معماری آن ساخته اندتداوم هنری این سنت معماری تازمان اسلامی کشیده شده است . ازجمله اماکن متبرکه و مدرسه های دینی باالهام ازنقشه این کاخ می ساخته اند که به نام (چهارصفه یاچهارایوان ) معروف میباشد .




(معبد آناهیتا ):

این بنابه صورت مکعبی است که هریک ازضلع های آن 14 مترمربع است و بدون ملات ساخته شده است . این بنا باالهام ازمعماری دروه هخامنشیان ساخته شده است که بوسیله بست های آهنی به هم متصل شده اند.

معبدآناهیتافاقدسقف مسطح بوده است و درعمق 6 متری اززمین ساخته شده ، تا آب رودخانه شاپور به آن سرازیرشود معبدآناهیتا سمبل پرستشگاه آب است و میتوان آنراجایگاه نوازش باآب دانست اگربه سوراخ های زیرهرگذردقت کنید و همچنین آب راهه هایی که اطراف این معبد وجود دارد متوجه میشود که آب درتمامی این معبد درحال گردش و چرخش بوده است .






این گلهازیبادرکنارویرانه های بیشاپورروییده اند بادیدن این گلهایادرباعی خیام افتادم که چه عبرت آموز گفته :
ای دل چوزمانه میکند غمناکت

وانگه برود زتن روان پاکت

برسبزه نشین و خوش بزی روزی چند

زان پیش که سبزه بردمدازخاکت





این هم ازآثارباستانی ماکه پشت موزه بیشاپور رهاشده بود ،آثاری که بسیاری ازموزه های
جهان و کلکسیونرهای مشهورحاضرند برای داشتن آنها میلیون ها دلارپول هزینه کنند واقعا جای تاسف دارد
که اینچنین به داشته های فرهنگی امان بی تفاوتیم .





تنگ چوگان :

تنگه ایست اطراف شهربیشاپورکه حاوی سنگ نگاره های نقش برجسته  نظیربیستون و نقش رستم  مربوط به دوره ساسانیان است تنگ چوگان محل بازی چوگان پادشاهان ساسانی بوده است

* دراین نقش برجسته جنازه گردیانوس زیرپای اسب شاپور افتاده درحالیکه شاپورسواربراسبش میباشد و دستان والریان به نشانه اسارت دردست شاپورقراردارد فلیپ نیزدرجلو اسب شاپورزانو زده و تقاضای بخشش و صلح دارد .





دریاچه پریشان : ( که متاسفانه براثرخشک سالی به نیزارتبدیل شده است  )



بوشهر :

عمارت ملک :
این عمارت مربوط به دوره قاجاریه و بدست معماران فرانسوی ساخته شده است مربوط به یکی ازثروتمندان بوشهری بنام ( محمدمهدی ملک التجاره ) بوده است که درسفری به فرانسه یکی ازکاخ های قرون وسطی رامی بیند و کپی آنرادربوشهرمیسازد . بعدهاتوسط متجاوزین انگلیسی اشغال میشود و به صورت مقرنظامی درآمد ازنکات جالبی که دیدم این بود که چندخانواده هنوزدراین مخروبه زندگی میکردند و توریست هاحق بازدید ازداخل عمارت نداشتند ( امیدوارم سازمان میراث فرهنگی استان بوشهرصاحب چشمی بیناشود )




عمارت حاج رییس :

این بنامربوط به دوره قاجاریه می باشد که صاحب آن شخصی بوده بانام ( حاج عبدالرسول طالبی ) ملقب به رییس تجار .موقعیت این عمارت به دلیل کارتجارت در6 متری دریاقرارگرفته است .




درحال بازدید ازموزه صنایع دریایی بودیم که باآقای فیاضی بازیگرخوب سینمای ایران برخوردیم افتخاردادند باهم عکس یادگاری انداختیم .




سواحل زیبا و آرام ( ریشهر ) درکنارخلیج همیشه فارس :










سعیدآقای گل و گلاب که حکم داداشم داره تابرادرخانمم







این هم نازنین های گلم ( آیدا و آوا )









سیزده بدرهمگی شماهم مبارک و شاد




تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی


برچسب‌ها: تخت جمشید, بیشاپور, بوشهر, تنگ چوگان, معبدآناهیتا
׀ +׀ نویسنده: عبدالکریم مهرپیما ׀ تاریخ: سه شنبه 12 فروردین1393 ׀ موضوع: تاریخ و تمدن ایران باستان ׀

مانباید بمیریم ؛ رویاها بی مادرمی شوند ( بدانیم تا بمانیم )


مقاله درموردچهارشنبه سوری                 

مقاله درباره عید نوروز                             

مقاله درمورد سیزده به در                       


سلام به شماکه به ایرانی بودنت افتخارمیکنی !

سال گذشته به مناسبت فرارسیدن فصل زیبای بهار،و همچنین جهت آشنایی بیشترنسل نوجوان و جوان مابافرهنگ پرافتخارشان ،مقاله ای تحت عنوان ( بدانیم تابمانیم ) درمورد آداب ورسوم ماایرانی هاقبل و بعدازاسلام ،درسه بخش :


1- جشن چهارشنبه سوری

2- جشن نوروز

3- سیزده به در


بااستفاده ازمنابع متعدد و معتبرگردآوری کردم ، که به دلیل کمبودوقت، به صورت محدود میان همکاران و دانش آموزان خوبم منتشرکردم اون موقع هنوز تارنمای باربد رو تاسیس نکرده بودم لذاامکان انتشارفراگیربرایم میسرنشد. امسال به یاری خداوند به ترتیب هرسه قسمت این مقالات رو به صورت pdf تقدیم حضورتان میکنم امیدوارم شماخوبان ازخوانش این مطالب بهره لازم راببرید و بدانیم که برای ماندن درعرصه فرهنگ دنیا باید بدانیم .


برای دریافت فایل ها کافیست روی عکس کلیک کنید


گردآورنده : عبدالکریم مهرپیما



برچسب‌ها: مقاله درمورد آیین چهارشنبه سوری, بدانیم تابمانیم
׀ +׀ نویسنده: عبدالکریم مهرپیما ׀ تاریخ: جمعه 1 فروردین1393 ׀ موضوع: مطالب متفرقه ׀

نغمه نوروز ...



دانی بهشت چیست که داریم انتظار

جز ماهتاب و باده و آغوش یار نیست

فصل بهار فصل جنون است و این سه ماه

هرکس که مست نیست، یقین هوشیار نیست

( عمادخراسانی )



سلام به شما گلهای باغ دوستی !

دراین پست که ( آخرین پست سال 92 ) است یک قطعه آواز و یک تصنیف دلنشین باصدای  (استادمحمدرضاشجریان ) وتصنیفی بسیار بهاری بانام ( نغمه ی نوروز ) باصدای مخلمین آوازموسیقی ایرانی ، (استاد غلامحسین بنان ) دردوبخش به شماخوبان تقدیم میکنم .




آیید به باغ و سبزپوشان نگرید

هرگوشه دکان گلفروشان نگرید

گل خنده زنان به بلبلان می گوید

خاموش شوید و درخموشان نگرید

( رهی معیری)


بخش اول :

قطعه آوازیست درمایه ( مخالف  سه گاه ) و تصنیف دل انگیز (بوی باران ) دردستگاه (چهارگاه ) باصدای جاودانه  آوازایران  (استادمحمدرضاشجریان  برروی شعری دلکش از( استاد فریدون مشیری ) که به زیبایی هرچه تمامتردرآلبوم ( بوی باران ) اجراشده است .




* اززیبایی هاو نکات فنی این قطعه آوازاستادشجریان این است که درخوانش این شعرنو استاد مشیری از گوشه ( مخالف ) شروع می کند، سپس به ترتیب گوشه های :( زابل ، حصار، منصوری ، مویه ) رااجرامی کند و بافرود به ( چهارگاه ) تصنیف ( بوی باران ) راشروع می کند .



بگذار که بر شاخه این صبح دلاویز

...بنشینم و از عشق سرودی بسرایم   ( مخالف )

آنگاه به صد شوق چو مرغان سبکبال

پر گیرم ازین بام و به سوی تو بیایم    ( مخالف )

خورشید از آن دور از آن قله پر برف

آغوش کند باز همه مهر همه ناز   ( مخالف )

سیمرغ طلایی پر و بالی است که چون من

از لانه برون آمده دارد سر پرواز   ( مخالف )

پرواز به آنجا که نشاط است و امیدست

پرواز به آنجا که سرود است و سرور است    (مخالف )

آنجا که سراپای تو در روشنی صبح

رویای شرابی است که در جام بلور است    ( مخالف )

آنجا که سحر گونه گلگون تو در خواب

از بوسه خورشید چون برگ گل ناز است   ( شکسته مویه )

آنجا که من از روزن هر اختر شبگرد

چشمم به تماشا و تمنای تو باز است    (مخالف فرود )

من نیز چو خورشید دلم زنده به عشق است

راه دل خود را نتوانم که نپویم   ( زابل )

هر صبح در آیینه جادویی خورشید

چون می نگرم او

همه من من همه اویم   ( زابل )

او روشنی و گرمی بازار وجود است

درسینه من نیز دلی گرم تر از اوست    ( حصار )

او یک سر آسوده به بالین ننهادست

من نیز به سر می دوم اندر طلب دوست    ( حصار )

ما هر دو در این صبح طربناک بهاری

از خلوت و خاموشی شب پا به فراریم   ( منصوری )

ما هر دو در آغوش پر از مهر طبیعت

با دیده جان محو تماشای بهاریم    ( منصوری )

ما آتش افتاده به نیزار ملالیم

ما عاشق نوریم و سروریم و صفاییم    ( مویه )

بگذار که سرمست و غزلخوان من و خورشید

بالی بگشاییم و به سوی تو بیاییم    ( مویه و فرود به چهارگاه )

( استادفریدون مشیری )


آواز ( صبح دلاویز ) باصدای استادمحمدرضاشجریان



http://doholchi.com/wp-content/uploads/2011/12/download.png



بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک،

شاخه‌های شسته، باران‌خورده پاک،

آسمانِ آبی و ابر سپید،

برگ‌های سبز بید،

عطر نرگس، رقص باد،

نغمۀ شوق پرستوهای شاد

خلوتِ گرم کبوترهای مست

نرم‌نرمک می‌‌رسد اینک بهار

خوش به‌حالِ روزگار

خوش به‌حالِ چشمه‌ها و دشت‌ها

خوش به‌حالِ دانه‌ها و سبزه‌ها

خوش به‌حالِ غنچه‌های نیمه‌باز

خوش به‌حالِ دختر میخک که می‌خندد به ناز

خوش به‌حالِ جام لبریز از شراب

خوش به‌حالِ آفتاب

ای دلِ من، گرچه در این روزگار

جامۀ رنگین نمی‌پوشی به کام

بادۀ رنگین نمی‌بینی به‌ جام

نُقل و سبزه در میان سفره نیست

جامت از آن می که می‌باید تُهی‌ست

ای دریغ از تو اگر چون گُل نرقصی با نسیم

ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب

ای‌ دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

گر نکوبی شیشۀ غم را به سنگ

هفت‌رنگش می‌شود هفتاد رنگ

( استادفریدون مشیری)



تصنیف فوق العاده زیبای ( بوی باران )  باصدای استادمحمدرضاشجریان


http://doholchi.com/wp-content/uploads/2011/12/download.png


بخش دوم :

تصنیف ( نغمه ی نوروز ) باصدای یادگارماندگارموسیقی اصیل ایرانی (استادغلامحسین بنان ) است ؛برروی شعری جان پروراز( استادرهی معیری ) ،که باآهنگسازی (استاد روح الله خالقی ) درمایه ( دشتی ) اجراشده است .



گل من بستان، گشته چون رويت
چمن از گل شد، چون سر کويت
بلبل از مستي هر نفس نغمه اي سر کند
سبزه درگيرد روي صحرا را
لاله آرايد چهره زيبا را
قطره باران چهره لاله را تر کند
با ميناي مي آماده کن مي را
هان مطرب بزن ساقي بده مي را
کز بلبل آيد نغمه نـــوروزي
پر کن قدح با شادي پيروزي
دلدادگان را اي گل صلا ده
جامي زما گير جامي به ما ده
نوگلي پيدا در بهاران کن
رو و مويش را بوسه باران کن
هر دم از شادي خنده زن، باده خور پاي گل
لاله گر خواهي آتشين رويش
سنبل ار جويي تار گيـسويش
گل اگر بايد چهره او نگر جاي گل
شد فصل گل و من دور از آن ماهم
اي سرو روان وصلت زجـان خواهم
باز آ که چون گل در کنارم باشي
در نوبــــهـــاران نوبــهـارم باشي
دلدادگان را اي گل صلا ده
جامي زما گير جامي به ما ده

( استاد رهی معیری )


تصنیف دلنواز ( نغمه ی نوروز ) باصدای استاد غلامحسین بنان


http://doholchi.com/wp-content/uploads/2011/12/download.png



دوستان و همراهان همیشه عزیزباربد!

درسالی که گذشت ، محبت ، مهرورزی ، همدلی ، همراهی و خوبی های بسیاری ازشمادوستان خوبم دیدم و فراوان ازمحضرشماآموختم و اندوختم . اکنون که درآستانه بهار و جشن نوروز هستیم ازهمگی شماحلالیت میطلبم اگر گاهی رنجشی ازمن داشتید یابداخلاقی کردم و یاازبنده کمترین نامهربانی دیدید به بزرگواری خودتان برمن ببخشایید من که جزخوبی و صفا ازشماهمراهان چیزی ندیدم . ایام نوروز مسافرت هستم به هرحال آدمی هست و دمی ،اگربرگشتم  جبران محبت های شماراهرچندسخت ، می کنم اگرهم بهارعمرم خزان شدکه امیدم به کرم شماست .


خداوند بزرگ نگهدارشما





گـــــــــــل لبخنــــــــد بکـــــــــــــار

بذر امیـــــــــــــــــــــد بپاش
مثل بــــــاران بنشین

بر لب غنچه زیبای بهار




تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی


برچسب‌ها: نغمه نوروز, بوی باران, محمدرضاشجریان, بنان, فریدون مشیری
׀ +׀ نویسنده: عبدالکریم مهرپیما ׀ تاریخ: دوشنبه 26 اسفند1392 ׀ موضوع: موسیقی اصیل ایرانی ׀

سروش آسمان / جام مدهوشی ( سالروزدرگذشت استادعلی تجویدی)








خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست

ساقی کجاست گو سبب انتظار چیست

هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار

کس را وقوف نیست که انجام کار چیست

پیوند عمر بسته به موییست هوش دار

غمخوار خویش باش غم روزگار چیست

معنی آب زندگی و روضه ارم

جز طرف جویبار و می خوشگوار چیست

مستور و مست هر دو چو از یک قبیله‌اند

ما دل به عشوه که دهیم اختیار چیست

راز درون پرده چه داند فلک خموش

ای مدعی نزاع تو با پرده دار چیست

سهو و خطای بنده گرش اعتبار نیست

معنی عفو و رحمت آمرزگار چیست

زاهد شراب کوثر و حافظ پیاله خواست

تا در میانه خواسته کردگار چیست


( حافظ )






سلام ودرود به شمادوستداران موسیقی اصیل ایرانی !


24 اسفندماه سالروزدرگذشت اسطوره آهنگسازی موسیقی ایران ( استادعلی تجویدی ) می باشدتعدادآثاربجامانده ازاستادتجویدی آنقدرزیاداست که فرهنگ موسیقی معاصرایران رابانام این استادارزنده پیوندی ناگسستنی است و هیچ یک ازآن دورابدون هم نمی توان متصورشد . مردی که بانوای نی چوپانی دلش چنان به آتش کشیده شد که تاآخرین لحظات عمرپربارش دست ازدنیای زیباموسیقی نکشیدو عاشقانه درکنارسازش زندگی رابدرود گفت .


درمکتب صباهم موسیقی رافراگرفت و هم درس چگونه هنرمندزیستن و به هنرخویش عشق ورزیدن را .


 ازاستادتجویدی قریب به 150 تصنیف ناب برجای مانده است که نشان ازاستعدادشگرف او درخلق تصنیف ها و ترانه های زیبادارد . اصولایکی ازضعف های موسیقی امروزایران نداشتن و یاکمبود آهنگسازان خوب است سالهاست که دیگرفضای موسیقی ایران امثال تجویدی ، خالقی ، مشکاتیان و ... راتجربه نکرده است و این خود معلول جفاها ،دلسردیها و ناکامی هایی است که امروز برکارهنرمندان موسیقی ایران حاکم است .



نوابغ موسیقی استادان: (تجویدی ،بدیعی ، یاحقی ، خرم )

برای مطالعه بیشترزندگینامه هنری استادعلی تجویدی ( اینجا) راکلیک کنید .

دراین پست دو تصنیف بسیارزیباو دلکش ازپیشکسوت آواز مکتب اصفهان ( استاد اصغرشاهزیدی ) ، همراه ابیات بهاری  چند ازخداوندگارسخن(سعدی) و خواجه راز ( حافظ) رابه شماخوبان پیشکش میکنم .



( استادشاهزیدی درکناراستادکسایی و استادشجریان )




بوی گل و بانگ مرغ برخاست

هنگام نشاط و روز صحراست

فراش خزان ورق بیفشاند

نقاش صبا چمن بیاراست

ما را سر باغ و بوستان نیست

هر جا که تویی تفرج آن جاست

گویند نظر به روی خوبان

نهیست نه این نظر که ما راست

در روی تو سر صنع بی چون

چون آب در آبگینه پیداست

چشم چپ خویشتن برآرم

تا چشم نبیندت بجز راست

هر آدمیی که مهر مهرت

در وی نگرفت سنگ خاراست

روزی تر و خشک من بسوزد

آتش که به زیر دیگ سوداست

نالیدن بی‌حساب سعدی

گویند خلاف رای داناست

از ورطه ما خبر ندارد

آسوده که بر کنار دریاست

( سعدی)




تصنیف اول :

بانام ( سروش آسمان ) انتخابی ازآلبومی به همین نام دردستگاه باشکوه ( همایون) ساخته ستاره آهنگسازی آسمان موسیقی ایران ( استادعلی تجویدی )است که با کلام دلنواز ترانه سرای همیشه جاوید، ( استاد بیژن ترقی ) آمیخته شده است .







( کلام تصنیف : سروش آسمانی / استادبیژن ترقی)

اگر به جمع خستگان به گوش دل شکستگان

پيام ما ترانه ما نمي رسد سرود عاشقانه ما نمي رسد
بدان که با همه خموشي اميد من پر از ترانه و پيامم
مبر ز ياد خود تو ما را اميد من مزن به سنگ فتنه جامم
اگر چه سر به زير پر دارم گره چو غنچه بر جگر دارم
هواي نغمه خوانيم نرفته از ياد سروش آسمانيم نرفته از ياد
به صفاي چمن چه سحرها ره صحرا نگرفتم
ز نسيم صبا چه خبر ها که ز گلها نگرفتم
شبي ز قدسيان نشانه ز پرتو سحر بگيرم
مگر چو مهر جاودانه دوباره بال و پر بگيرم
دل اگر بدهي بازم به فلک رسد آوازم
به فرازم اگر خواهي بگشا پر پروازم



تصنیف ( سروش آسمان ) باصدای استادعلی اصغرشاهزیدی    http://doholchi.com/wp-content/uploads/2011/12/download.png
  





( استادبیژن ترقی )

تصنیف دوم :

تصنیفی است جانفزا و زیبابانام ( جام مدهوشی ) درمایه ( دشتی ) ، که بازهم ازساخته های (استاد علی تجویدی ) برروی کلام گهربار ( استادبیژن ترقی ) می باشد . سالها پیش بنده خود اززبان استاد شاهزیدی دریکی ازبرنامه های موسیقی سیماشنیدم که فرمودند : ( ازافتخارات کارنامه هنری بنده همین بس که استادعلی تجویدی آهنگ دو تصنیف زیبابرای من ساخته اند، یکی تصنیف ( جام مدهوشی ) و دیگری ( چرخ گردون ) و اگرازسالهافعالیت هنری بنده همین دو تصنیف موجود باشد ، افتخارمیکنم که خواننده موسیقی اصیل هستم )


زندگینامه  استادعلی اصغرشاهزیدی رااز( اینجا ) مطالعه فرمایید



( کلام تصنیف : جام مدهوشی / استادبیژن ترقی)

می و میخانه مست و می کشان مست

می کشان مست
زمین مست و زمان مست
آسمان مست
آسمان مست

نسیم از حلقه ی زلف تو بگذشت
چمن شد مست و باغ و باغبان مست
چمن شد مست و باغ و باغبان مست

تا زدم یک جرعه می از چشم مستت
تا گرفتم جام مدهوشی ز دستت
شد زمین مست آسمان مست
بلبلان نغمه خوان مست
باغ مست و باغبان مست
باغ مست و باغبان مست

تو زمزمه ی چنگ و عود منی
نغمه ی خفته در تار و پود منی
تو ساغر و جام و سبو ی منی
مایه ی هستی و تار و پود منی
گرچه مست مستم نه می پرستم
به هر دو جهان مست به عشق تو هستم
به هر دو جهان مست به عشق تو هستم

تا من چشم مست تو دیدم
ز ساغر عشقت دو جرعه چشیدم
شد زمین مست آسمان مست
بلبلان نغمه خوان مست
باغ مست و باغبان مست

باغ مست و باغبان مست
باغ مست و باغبان مست
باغ مست و باغبان مست


تصنیف ( مست ) باصدای استاد علی اصغرشاهزیدی    http://doholchi.com/wp-content/uploads/2011/12/download.png



تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی


برچسب‌ها: اصغرشاه زیدی, علی تجویدی, جام مدهوشی, سروش آسمان, سعدی
׀ +׀ نویسنده: عبدالکریم مهرپیما ׀ تاریخ: جمعه 23 اسفند1392 ׀ موضوع: موسیقی اصیل ایرانی ׀

بهارا ...




آدمی نیست که عاشق نشود وقت بهار

هر گیاهی که به نوروز نجنبد حطب‌ست

( سعدی )

بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سال

چو نسرین صد گل آرد بار و چون بلبل هزار آرد

( حافظ )

تو قدر خرمی نوبهار عمر بدان

خزان گلشن ما را دگر بهاری نیست

( پروین اعتصامی )

بهار عاشقان رخسار یار است

که هر جا نوگلی باشد بهار است

( رهی معیری )



سلام مهربانان همدل !

دراین پست تصنیف فوق العاده دلنشین بهاری دیگری بانام ( بهارا ) باصدای زیبای جناب  (سالارعقیلی ) ساخته ( مهران مهرنیا ) رابه شماخوبان تقدیم میکنم .




کلام تصنیف ( بهارا ):


در قدمت سربنهم تا که بیایی

دل برده ای از دست من جانا کجایی

بیا ای نسیم آرزو برای دلم قصه بگو از خاک کویش

که من بیقرارم کوه به کوه در جستجویش

به شهر غمت خانه کنم

کجابی تو کاشانه کنم

که شد در رهت جان من بیقرار رسیدن

که شد در رهت جان من بیقرار رسیدن

چه آتش زدی در دل من

که دل میدرد جامه ی تن

بگو ای نسیم سحری

کی برسرم میگذری

خدارا پریشان توام بر من بیفکن نظری

بهارا کنار من بمان

مگر باشم از جور خزان

همسایه ی تو در سایه ی تو

نداری خبر از لاله ها پریشانی آلاله ها

نداری خبر از لاله ها پریشانی آلاله ها

کزین غم بگریم دارم انم بجان بار گران

به لطف خیالت به شهر وصالت دلم رهسپارت

به شوق بهاران چنان باد و باران دلم بیقرارت

دلا مژده دادی که این بیقراری نشان بهار است

دلا مژده دادی که این بیقراری نشان بهار است

نشان بهار است




0-glitter71.gif

خیز که در کوه و دشت خیمه زد ابر بهار

مست ترنم هزار

طوطی و دراج و سار

بر طرف جویبار

کشت گل و لاله زار

چشم تماشا بیار

خیز که در کوه و دشت خیمه زد ابر بهار

خیز که در باغ و راغ قافلهٔ گل رسید

باد بهاران وزید

مرغ نوا آفرید

لاله گریبان درید

حسن گل تازه چید

عشق غم نو خرید

خیز که در باغ و راغ قافلهٔ گل رسید

بلبلگان در صفیر ، صلصلگان در خروش

خون چمن گرم جوش

ای که نشینی خموش

در شکن آئین هوش

بادهٔ معنی بنوش

نغمه سرا گل بپوش

بلبلگان در صفیر ، صلصلگان در خروش

حجره نشینی گذار گوشهٔ صحرا گزین

بر لب جوئی نشین

آب روان را ببین

نرگس ناز آفرین

لخت دل فرودین

بوسه زنش بر جبین

حجره نشینی گذار گوشهٔ صحرا گزین

دیده معنی گشا ای ز عیان بیخبر

لاله کمر در کمر

نیمهٔ آتش به بر

می چکدش بر جگر

شبنم اشک سحر

در شفق انجم نگر

دیدهٔ معنی گشا ، ای ز عیان بیخبر

خاک چمن وانمود راز دل کائنات

بود و نبود صفات

جلوه گریهای ذات

آنچه تو دانی حیات۔

آنچه تو خوانی ممات

هیچ ندارد ثبات

خاک چمن وانمود راز دل کائنات


( اقبال لاهوری )



فایل صوتی تصیف ( بهارا ) باصدای ( سالارعقیلی )


http://doholchi.com/wp-content/uploads/2011/12/download.png


فایل تصویری تصنیف ( بهارا ) اجرای ( سالارعقیلی )


http://doholchi.com/wp-content/uploads/2011/12/download.png




تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی


برچسب‌ها: سالارعقیلی, مهران مهرنیا, اقبال لاهوری, تک بیت ها, تصنیف بهارا
׀ +׀ نویسنده: عبدالکریم مهرپیما ׀ تاریخ: یکشنبه 18 اسفند1392 ׀ موضوع: موسیقی اصیل ایرانی ׀

بوی بهار ...




ز پرده گر بدر آید نگار پرده نشینم

چون اشک از نظر افتد نگارخانه ی چینم

بسازم از سر زلف تو چون نسیم به بویی

گرم ز دست نیابد که گل ز باغ تو چینم

مرو به ناز جوانی گره فکنده بر ابرو

که پیر عشقم و زلف تو داده چین به جبینم

ز جان نداشت دلم طاقت جدایی و از اشک

کشید پرده به چشمم که رفتن تو نبینم

ز تاب آن که دلم باز سر کشد ز کمندش

کمان کشیده نشسته ست چشم او به کمینم

اگر نسیم امیدی نبود و شبنم شوقی

گلی نداشت خزان دیده باغ طبع حزینم

به ناز سر مکش از من که سایه ی توام ای سرو

چو شاخ گل بنشین تا به سایه ی تو نشینم

( استادهوشنگ ابتهاج / سایه )



( استادان : نادرگلچین و کورس سرهنگ زاده )


سلام به شما یاران و همراهان خوب باربد!

درایام باقی ماند ازفصل زمستان و متنهی به فصل زیبا و با طراوت بهار با یک  تصنیف زیبا و دوغزل ناب از شاعر گرانمایه معاصر ( استادهوشنگ ابتهاج / سایه ) به دیدارتان  آمده ام .


تصنیف زیبای ( بوی بهار) باصدای( استاد نادرگلچین ) ساخته ( استاد عماد رام ) برروی کلام بهاری و دلنواز( استادرحیم معینی کرمانشاهی ) رابه شما مهربانان تقدیم میکنم امیدوارم ازشنیدنش لذت ببرید .




بیا که بار دگر گل به بار می آید

بیار باده که بوی بهار می آید

هزار غم ز تو دارم به دل، بیا ای گل

که گل شکفته و بانگ هزار می آید

طرب میانه ی خوش نیست با منش چه کنم

خوشا غم تو که با ما کنار می آید

نه من ز داغ تو ای گل به خون نشستم و بس

که لاله هم به چمن داغدار می آید

دل چو غنچه ی من نشکفد به بوی بهار

بهار من بود آن گه که یار می آید

نسیم زلف تو تا نگذرد به گلشن دل

کجا نهال امیدم به بار می آید

بدین امید شد اشکم روان ز چشمه ی چشم

که سرو من به لب جویبار می آید

مگر ز پیک پرستو پیام او پرسم

وگرنه کیست که از آن دیار می آید

دلم به باده و گل وا نمی شود، چه کنم

که بی تو باده و گل ناگوار می آید

بهار سایه تویی ای بنفشه مو باز آی

که گل به دیده ی من بی تو خار می آید

( استادهوشنگ ابتهاج / سایه )



 کلام تصنیف ( بوی بهار) :

نسیم خاک کوی تو ، بوی بهار می دهد
شکوفـه زار روی تـو ، بوی بهار می دهد

بوی بهار می دهد

چو دسته های سنبله ، کنار هم فتاده ای
به روی شانه ، موی تو ، بوی بهار می دهد

بوی بهار می دهد

چو برگ یاس نو رسی ، که دیده چشم من بسی
سپـیـدی گلــوی تــو ، بوی بهار می دهد 

تو ای کبوتر حرم ، ترانه های صبحدم
بخوان که های و هوی تو ، بوی بهار می دهد

برای من که جز خزان ، ندیده ام در این جهان
بهشت آرزوی تو ، بوی بهار می دهد

بوی بهار می دهد


( استادرحیم معینی کرمانشاهای )




تصنیف زیبا و بهاری ( بوی بهارمی دهد )


باصدای


استاد نادرگلچین



http://doholchi.com/wp-content/uploads/2011/12/download.png



تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی


برچسب‌ها: نادرگلچین, عمادرام, رحیم معینی کرمانشاهی, هوشنگ ابتهاج, بوی بهار
׀ +׀ نویسنده: عبدالکریم مهرپیما ׀ تاریخ: جمعه 16 اسفند1392 ׀ موضوع: موسیقی اصیل ایرانی ׀

"... تو، هر چه می‌خواهی باشی، باش، اما، آدم باش..."


آدمیان به لبخندی که بر لب ها می نشانند و

به احساس خوبی که بر جا می نهند و

به دردی که از یکدیگر می کاهند می ارزند

مابودنشان رامیخواهیم چون

بودنشان زمین رازیباترمی کند !!!




آری بهار زیباست

باران دل انگیز است، برف زیباست

وقتی از پشت پنجره اتاقی گرم

نظاره گرش باشی

باران از دید کودک فقیر یعنی :

صدای چکه کردن سقف 

و زمستان یعنی :

ناخنهای کبود شده از فرط سرما

 گاهی هم به آنها بیاندیشیم...


برچسب‌ها: تو, هر چه می‌خواهی باشی, باش, اما, آدم باش
׀ +׀ نویسنده: عبدالکریم مهرپیما ׀ تاریخ: پنجشنبه 15 اسفند1392 ׀ موضوع: مطالب متفرقه ׀

دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید


سلام به شماخوبان !


دراین پست سه تصنیف زیبا از جناب ( پروازهمای ) به شماتقدیم میکنم که مضمون اشعاراین تصانیف بی مناسبت بانزدیکی فصل بهارنیست . اشعار دو تصنیف اول ازخود جناب همای و اشعارتصنیف آخرهم که ترانه ایست قدیمی فولکلور ( محلی ) که ایشان بازسازی نموده اند .


شاعرو آهنگساز : پروازهمای




تصنیف اول اهدایی سرکارخانم ( نیلوفر ) مدیروبلاگ شاعرانه ( دلشدگان ) به مخاطبان نازنین باربد می باشد، که جادارد همین جا ازایشان بابت این مهرورزیشان تشکرو قدردانی کنم .


سعید جعفرزاده احمد سرگورابی در سال ۱۳۵۸ دراحمد سرگوراب شفت به دنیا آمد و دوران کودکی ونوجوانی را در آن جا به سر آورد.او دیپلم خود را از هنرستان کمال الملک رشت دریافت کرد. به دلیل علاقه وافرش به هنر و موسیقی، راه خود را با تحصیل در دانشگاه آزاد، در این رشته ادامه داد و با موفقیت به پایان رسانید. سازهای تخصصی او سه تار و پیانو بود. در زمينه هنر آواز ، افتخار شاگردي اساتيدي همچون فريدون پوررضا ، سيد كمال الدين عباسي ، هنگامه اخوان ، كريم صالح عظيمي را دارد و همچنين در باب زمينه شعر و ادبيات فارسي از محضر استايدي همچون دكتر عليقلي محمودی بختياری ، حبيب نبوی ، محمود طياري و دادبه بهره مند گرديد .




در همین زمان به دلیل عدم علاقه به داشتن یک نام عربی، با اجازه پدرش، نام پرواز همای را بر می گزیند و با همین نام فعالیت هنری خو را آغاز کرد. در سال ۱۳۸۳ او به همراه تعدادی از جوانان علاقمند به موسیقی، ابتدا گروهی به نام گروه حافظ و بعد مستان را بنیاد نهادند. او از جمله معدود موسیقیدانان ایران است که شعر و آهنگ را خود ساخته و خود نیز آن را اجرا می کند. همای از پیروان و دوستداران فلسفه خیام و مولانا است و در سراییدن شعر نیز ، شیوه های آنان را به کار می بندد. همای در تلاش است که هنر چامه سرایی که شیوه ادیبان موسیقیدان نظیر رودکی و فارابی بود، در موسیقی ایران پایدار بماند. چامه سرایی نوعی از موسیقی است که سرایش چکامه، ساخت، تنظیم و اجرای آن به عهده یک هنرمند (شاعر موسیقیدان) میباشد.



بی‌ ساغرو پیمانه و دلدار نشاید

پیمانه بباید زد‌‌ و تردید نباید

 

بر دلبر دیوانه بگوئید بیاید

دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید

 

هنگام به کوی در میخانه گذار است

می نوش جهان از قدح عشق خمار است

 

بر دلبر دیوانه بگو رخ بنماید

دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید

 

ای مدعیانی که به دنبال خدایید

معشوقه همین‌جاست کجایید بیایید

 

ساقی‌ گره از کار شما باز گشاید

دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید

 

این تاج گرانمایه و هر تخت نپاید

ای زاهد دیوانه بیاندیش که شاید

 

دیوانه‌ای از چنگ تو تاجت برباید

دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید


تصنیف زیبای ( دیوانه ...) باصدای جناب ( پروازهمای )



http://doholchi.com/wp-content/uploads/2011/12/download.png





توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید

 

میخانه ها را وا کنید ای بـــاده خـــواران          پیمانـه را احیــا کنیـد ای مــل گســاران

باده در ساغـر کنیـد ، توبـه ای دیگـر کنیـد          خرقه از تن برکنید ، توبه ها را بشکنید

 

توبـــه هــا را بشکنیـــد آمــــد بهــــاران

 

یادی از آئین مستانی کنید ، مست پنهانی کنید          تا سحر پیمانه گردانی کنید ، مست پنهانی کنید

روز و شب معشوقــه بـــازی های عــرفــانی کنید          مــست پنهـــــانی کنیــد ، مست پنهــــانی کنید

 

همچـون خمـــاران توبــه ها را بشکنید

توبـــه هــا را بشکنیـــد آمــــد بهــــاران

 

عاشقان غوغا کنید           بــر دل شیـــدا کنید

یک نفس گر میتوان ساغر زدن          پس چــرا اندیشـــه فـــردا کنیم

 

غصه از سر وا کنیم           پیمانه را احیا کنیم

ای بی قـراران ، ای بی قـراران

 

توبـــه هــا را بشکنیـــد آمــــد بهــــاران

 

میخانه ها را وا کنید ای بـــاده خـــواران          پیمانـه را احیــا کنیـد ای مــل گســاران

باده ساغـر کنیـد ، توبـه ای دیگـر کنیـد          خرقه از تن برکنید ، توبه ها را بشکنید

 

توبـــه هــا را بشکنیـــد آمــــد بهــــاران





تصنیف ( توبه هارابشکنید ) باصدای پروازهمای



http://doholchi.com/wp-content/uploads/2011/12/download.png








و اماداستان ریحان :


ریحان دختری روستاییست  که در طول سال تمام کارهای خانه بر دوش اوست  او در دوران کودکی هم گوساله ها و گوسفندان را به جنگل برای چرا می برد هم باید در سرمای زمستان با پای برهنه به کنار رودخانه برود و ظرفها را بشورد هم با غ را آباد کند  هم برای مرغها و اردک ها دانه بریزد و مواظب آنها باشد هم کودک کوچکی را بر پشت خود کول کرده و بزرگ کند و هم برای خانواده که بر روی زمین کار می کنند غذا درست کند و هم کتابی در دست دارد و درس مدرسه را مرور میکند او در یک روز برفی و طوفانی به دنبال گوساله اش به جنگل رفته ودیگر باز نمی گردد زیرا طعمه گرگها می شود و لباسهای خون آلود او را می یابند این آهنگ لحظه ای را به تصویر می کشد که مادر و خانواده با فانوس به دنبال او می گردند .

 
ریحان ریحانای
ترا مار دوخانای
کمتر بودوو بجارسرانای
خاخورا قربانای
ریحانه ریحانای
ریحان ریحانای
ترا مار دوخانای
کمتر بودوو بجارسرانای
خاخورا قربانای
ریحانه ریحانای
کلاچ نوبوره تی اوردکانای
اوشکور فوکون کیشکازکانای
زاکا کولا گیر کیتاب بخانای
خاخورا قربانای
ریحانه ریحانای
ریحانه ریحانای
کناله کولا بودووی فارسی پرهسره روخانای
پابرانده روخان دگفی بوشوری تشتو تییانای
برفو بورانای
ایاز بزه تی پامچاله جولانای
خاخورا قربانای
ریحانه ریحانای
ریحان، ریحان، ریحانه
ریحان، ریحان، ریحان
ریحان

ترجمه:

ریحان ای ریحان
مادر صدات میکنه
کمتر تو شالیزار اینور و اونور بدو
قربون خواهرم برم
ریحان ای ریحان
کلاغ اردکات رو نبره
واسه جوجه مرغات دونه بریز
بچه رو بغل کن و کتاب بخون
قربون خواهرم
ریحان ای ریحان
وقتی داری میای به رودخونه ی پره سر(منطقه ای در گیلان، نزدیک رضوانشهر) از گوشه کنارا بیا
تو برف و بوران پا برهنه میری تو رودخونه و تشت و دیگای بزرگ رو میشوری
شبنم رو گونه های مثل گل پامچالت نشسته
قربون خواهرم برم
ریحان ای ریحان



* تصنیف ( ریحان ) رابه تمام دوستان خوب و نازنین شمالی ام تقدیم میکنم .


کلیپ بسیارزیبای روایت تصویری تصنیف ( ریحان )

http://doholchi.com/wp-content/uploads/2011/12/download.png





تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی


برچسب‌ها: پروازهمای, دیوانه, توبه هارابشکنید, ریحان, مستان می آیند
׀ +׀ نویسنده: عبدالکریم مهرپیما ׀ تاریخ: چهارشنبه 14 اسفند1392 ׀ موضوع: ׀

اجرای خصوصی / 11 اسفند 1357/ استادان شجریان و ذوالفنون / بیات ترک



   اشک است جویبار من و ناله سه تار  

  شب تا سحر ترانه این جویبار من

( استادشهریار)



سلام به شمادوستداران هنراصیل موسیقی ایرانی !


35سال پیش درست درچنین شبی ( جمعه شب / 11 اسفندماه 1357 ) جناب سرهنگ بهرامی و جناب عبدالحسین خان ...؟؟ (نام خانوادگی ایشان رو به درستی ندانستم ) باهمراهی (استاد جلال ذوالفنون) به منزل (استاد شجریان) رفته ، شعرزیبا و بهاری رندشیراز  (حافظ ) رابانوای دل انگیز  سه تار  استاد  ذوالفنون  درمایه ( بیات ترک ) به زیبایی هرچه تمامتراجرامی کنند .




سال گذشته قبل از درگذشت استادجلال ذوالفنون ( 28 اسفندماه1391 ) به رسم وعادت همیشگی هراسفندماه ، این اثردلنواز راهرجاکه میشد شنید ،میشنیدم و حتی روزی درکلاس حافظ شناسی استادکشاورزازبنده کمترین خواست که غزلی رابخوانم و من به این مناسبت که نزدیک فصل بهارمیشدیم و هم زمینه ذهنی که داشتم ،این اجرای استاد را بدون ساز باصدای نتراشیده و نخراشیده ام اجراکردم، آن ایام گوشم درگیرنیوشیدن این اجرابود که ناگهان اواخراسفندماه خبردرگذشت استاد ذوالفنون راشنیدم  . ازشنیدن این خبردردناک  و حالی که دراین ماه ازشنیدن این اثرداشتم هم بسیار متاثربودم و هم متعجب .




خداوند مرگ راتقدیرهمه انسانها دانسته ، اما نمیدانم چرا  ازدرگذشت هنرمندان نزدیک فصل بهار، احساسی خزانی و پاییزی دارم ؛شاید یکی ازدلایلش این باشد که احساس میکنم  آن هنرمند اگرزنده بود ؛میتوانست تحت تاثیرزیبایی های بهارخالق دیگراثری ماندگارباشد و ازطرفی هنرمندچشمه جوشان عشق و لطافت و چون پرستو پیام آورشادی و امیدبهاری است لذاباخزان و مرگ قرابتی ندارد وازآنروست که حافظ گوید :


هرگزنمیردآنکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است درجریده عالم دوام ما


درچنین مواقعی ، بی اختیار یاد این غزل ناب و غم فزا  ازاستادهوشنگ ابتهاج ( سایه ) میافتم که :


Click here to enlarge



نه لب گشایدم از گل ، نه دل کشد به نبید
 چه بی نشاط بهاری که بی رخ تو رسید
 نشان داغ دل ماست لاله ای که شکفت
 به سوگواری زلف تو این بنفشه دمید
 بیا که خاک رهت لاله زار خواهد شد
 ز بس که خون دل از چشم انتظار چکید
به یاد زلف نگونسار شاهدان چمن
 ببین در آینه ی جویبار گریه ی بید
به دور ما که همه خون دل به ساغر هاست
 ز چشم ساقی غمگین که بوسه خواهد چید ؟
 چه جای من ؟ که درین روزگار بی فریاد
 ز دست جور تو ناهید بر فلک نالید
 ازین چراغ توام چشم روشنایی نیست
که کس ز آتش بیداد غیر دود ندید
 گذشت عمر و به دل عشوه می خریم هنوز
 که هست در پی شام سیاه صبح سپید
کراست سایه درین فتنه ها امید امان ؟
 شد آن زمان که دلی بود در امان امید
 صفای اینه ی خواجه بین کزین دم سرد
 نشد مکدر و بر آه عاشقان بخشید

* این غزل را استاد شجریان درآلبوم ( رازدل ) سال 1358باهمراهی گروه استادفرامرزپایوردر
مایه ( دشتی ) به زیبایی هرچه تمامتر اجرا کرده است .

همانطوری که قبلا هم گفتم هدف بنده از انتشاراین اجراهای خصوصی و به طورکلی گنجینه های ارزشمند کهن موسیقی اصیل ایرانی ابتداشنیدن و شناخت شمادوستان عزیز ازاین آثاراست و بعد، پراکندن آن درمیان خانواده و اطرافیان مخصوصا نوجوانان و جوانان است؛ تا هرکدام ازما به اندازه توانمان سهمی درمعرفی و حفظ این منابع ارزشمند داشته باشیم پس بازهم خواهش دارم که دراین رسالت کوشاباشیم  .


دریافت و شنیدن این اثربسیاردلنشین و دلکش راازدست ندهید بسیار بسیارزیباست .


دوستان عزیز!

قبلا دراین تارنما  اجرای خصوصی ناب دیگر ازاستادشجریان منتشرکردم ، برای دریافت این اجراها به ( آرشیو موضوعی / بخش اجراهای خصوصی ) مراجعه فرمایید .


این آثاربه ترتیب انتشارعبارتند از:


1-  نگارسرمست  ( اجرای  بیات  ترک )

2 - بیابان عشق  ( اجرای  شوشتری )

3 - آتش سودا  ( شور -  دشتی -  ابوعطا )

4  -  اجرای شب تولد استاد شجریان سال 1361

5  - اجرای  ( عروسی نسرین شجریان خواهر استاد شجریان ) در دستگاه ( شور )

6  - مامن وفا  ( اجرای شهرکالسروهه آلمان )  در دستگاه  ( شور )



 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

روز هجران و شب فرقت یار آخر شد

زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد

آن همه ناز و تنعم که خزان می‌فرمود

عاقبت در قدم باد بهار آخر شد

شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل

نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد

صبح امید که بد معتکف پرده غیب

گو برون آی که کار شب تار آخر شد

آن پریشانی شب‌های دراز و غم دل

همه در سایه گیسوی نگار آخر شد

باورم نیست ز بدعهدی ایام هنوز

قصه غصه که در دولت یار آخر شد

ساقیا لطف نمودی قدحت پرمی باد

که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد

در شمار ار چه نیاورد کسی حافظ را

شکر کان محنت بی‌حد و شمار آخر شد

( غزل شماره 166/ حافظ )



اجرای خصوصی بسیارزیبا

(استادمحمدرضاشجریان و استادجلال ذوالفنون)

مایه (بیات ترک )

درمنزل استادشجریان

=================

http://doholchi.com/wp-content/uploads/2011/12/download.png

==================


*ضمنا 11 اسفندماه سالروزتولد استاد مرتضی حنانه خالق موسیقی فیلم هزاردستان نیزهست

برای مطالعه مطالب ناب و خواندنی سرکارخانم فرهمند نویسنده وبلاگ زیبای ( شکوه پارسی ) اینجاراکلیک کنید

تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی


برچسب‌ها: اجرای خصوصی, محمدرضاشجریان, جلال ذوالفنون, بیات ترک, حافظ
׀ +׀ نویسنده: عبدالکریم مهرپیما ׀ تاریخ: یکشنبه 11 اسفند1392 ׀ موضوع: اجراهای خصوصی ׀

بهاردلنشین



درعمق صدای بنان
عشق ها و ناکامی ها کاروانیانی است اززرتشت تامزدک و مانی
ازفردوسی و مولانا تاسهروردی و حلاج و عین القضات همدانی
ازخیام و مولانا تاهدایت و نیما
و هزاران هزارعاشق دلسوخته دیگری که درمنزلگه تاریخ این سرزمین
آتش به جای نهاده اند .

جویبار نغمه می غلتید، گفتی بر حریر
آبشار شعر، گل می ریخت، نغز و دلپذیر

مخمل مهتاب بود این یا طنین بال قو؟
پرنیان ناز، آواز سراپا حال او

نغمه را با سوز دل، این گونه سازش ها نبود
در نوای هیچ مرغی «این نوازش ها نبود »

«بانگ نی» می گشت تا دمساز او
شورها می ریخت از شهناز او

در شب تاریک دوران، بی گمان
چلچراغی بود هر آواز او

برگ گل بود آن چه می افشاند بر ما یا غزل
عاشق سرگشته در کویش «من، از روز ازل »

لطف را آموخته، چون دفتر گل از «صبا»
مرحبا ای آشنا ی حسن خوبان ، مرحبا

این نسیم از کوی جانان بوی جان آورده بود
«بوی جوی مولیان» را ارمغان آورده بود

تا که می گرداند راه «کاروان» از «دیلمان»
کاروان جان ما می گشت در هفت آسمان

تا نپنداری که عمری گل به دامن بود و بس
«دشمنش گر سنگ خاره او چو آهن » بود و بس

با تو پیوسته ست، اینک، با تو، ای «آه سحر»
نغمه اش را شعله کن در تار و پود خشک و تر

ما به آغوش تو بسپردیم جان پاک او
بعد ازین «ای آتشین لاله» بپوشان خاک او

بعد ازین هر گل که از خاک بنان سر برزند
شور این شیرین نوا در جان عالم افکند

اهل دل در ماتمش با چشم گریان مانده اند
جمع «مشتاقان» او اینک ـپریشان » مانده اند

دل به آواز بنان بسپار کز کار جهان
نیست خوش تر هیچ کار از «یاد یار مهربان »

فریدون مشیری



سلام یاران همیشه مهربان !



8 اسفندماه مصادف است بادرگذشت یگانه مخملین آواز ( استادغلامحسین بنان ) . به همین مناسبت تصنیفی بسیارزیباو دلنشین بانام ( بهاردلنشین ) رابه شما عزیزان تقدیم میکنم .


این تصنیف دلنواز ازساخته های استاد مسلم موسیقی ایران ( روح الله خالقی ) که برروی شعردلکش ( استاد بیژن ترقی ) دردستگاه ( همایون ) مایه ( اصفهان ) اجراشده است .


استادبنان این شانس راداشت که درسال 1290 درخانواده ای متولد شود که اکثرادارای ذوق ادبی و هنری بودند پدرش صدای خوشی داشت مادرپیانو می زد و خاله نی مینواخت و خواهرانش نزد مرتضی خان نی داوود مشق تارمیکردند .


این موضوع  هم جالب است که چرا اسم بنان را غلامحسین  گذاشتند. مادر بنان چند  دختر به‌  دنیا آورده  و  او  تنها پسر خانواده  و آخرین  بچه بود .  مادر و پدرش  نذر می‌کنند   اگر  پسری به‌ دنیا بیاورند اسمش  را غلامحسین  بگذارند  و  عاشورا  لباس سقاها را بپوشد  و شربت بدهد . بنان  از بچگی با  روضه و تعزیه  به‌شدت  آشنا  بود . خودش تعریف می‌کرد  که از همان‌ جا متوجه شده که می‌تواند این  راه را ادامه  دهد . جالب‌تر این‌ که تمام فامیل بنان و حتی پدرش کاملا مخالف خواننده شدنش بودند و پدرش به‌ شرطی به او اجازه خوانندگی را داده بود  که این حرفه و شغلش نباشد.

(مصاحبه باخانم پریدخت بنان / همسرگرامی استادبنان )


بنان از 11 سالگی نزد استاد نی داوود به فراگیری آوازپرداخت .( ضیاء الذاکرین) روحانی خوش صدا و ( سیف ) مربیان بعدی آوازاو بودند . بنان درسال 1321 واردرادیو شد و اولین کارگلهای خود راعرضه کردو بعدها بنیانگذارانجمن موسیقی ایران شد .


بنان دردوره فعالیت هنری خود قریب 350 اثردلنشین به وجود آوردو آنچه که امتیاز مسلم صدای او را پدید می آورد، زیر و بم‌ها و تحریرات صدای او است که مخصوص به خودش می‌باشد.
بنان نه تنها  در آواز  قدیمی و  کلاسیک ایران استاد بود ، بلکه در نغمات جدید و مدرن  ایران نیز تسلط  کامل داشت .  استعداد  شگرف  او  در مرکب خوانی  و  تلفیق شعر  و  موسیقی بارها ستایش موسیقی دانان معاصرش را بر انگیخته است.


دراین عکس بی نظیر: استادان خالقی و بنان ایستاده ( رهبرارکسترگلها و خواننده )

نشسته پشت سراستادخالقی ( استاد مرتضی خان محجوبی نوازنده پیانو )

نشسته پست سراستادبنان ( استاد ابوالحسن صبانوازنده ویولن )

واقعا هم خنیاگران و گلهای باغ موسیقی درارکسترگلها دورهم جمع بودند

روحشان شادو یادشان گرامی


آذر ماه 1336  وقتی بنان با اتومبیل شخصی در  جاده کرج مشغول رانندگی بودبا کامیونی که فاقد چراغ ایمنی عقب بود  تصادف کرد  و  در این سانحه چشم  راست خود  را از دست داد و به همین 

خاطرهمیشه از عینک دودی استفاده می کرد، شادروان ابوالحسن ورزی، دوست نزدیک بنان شعر زیر را تحت تاثیر این واقعه سرود:


دیدیم چو بازیگری دور زمـان را
بازیچه گرفتیم همه کار جهان را
ما از گذر عمر بجز درد چه دیدیم
تا دل بسپاریم جهان گذران را
باریست گران محنت این عمر به دوشم
تا چند کشم زحمت این بار گران را
از بهر نمایاندن غمهای نهان بود
روزی که دمیدند به تن پرتو جان را
در خرمن صاحب نظران برق بلا شد
آن شعله که افروخت چراغ دگران را
آماج بلا جز دل ارباب هنر نیست
سر خط امان داده قضا بی هنران را
می خواست که در چشم هنر نور نماند
آسیب رسانید اگر چشم بنان را
افسوس که تاریک شد آن دیده که می دید
با برق نگاهی همه اسرار نهان را


استاد بعدازبرگشت ازسفرمعالجه تصمیم گرفت درمواضع هنری خود بازنگری کند او می گفت: "من از این پس کوشش می‌کنم آثاری اجرا کنم که واجد وزنی شاد و شعری امیدوار کننده است. من جداً از ادامه‌ی شیوه‌ی قدیم که شباهت به مرثیه خوانی دارد خسته شده‌ام، البته در این زمینه سازندگان آهنگ باید با من یاری و همکاری کنند".

حاصل این تصمیم اجرای ترانه‌های دلنشین و ساده‌ای است که اتفاقاً از خیلی از تصانیف آن دوره‌ی رادیو زیباتر است.

 
به گفته همسرش ، استاد بهترین اثر خود را "حالا چرا" و "کاروان" می‌دانست و می‌گفت: "کاروان را برای بعد از مرگم خوانده‌ام". اواخر عمر هم دلبستگی عجیبی به ترانه‌ی "رویای هستی" پیدا کرده بود تا آنجا که با این آهنگ می‌گریست.


استادبنان به واقع باعشق به موسیقی و کارش زندگی کرد و باهمان عشق و اصالت هنری  بی آنکه هنرش رابه ابتذال و مادیات بکشاند ازدنیارفت همسرش دراین باره می گوید :

"بنان اصالت هنری‌اش  را دوست داشت . شب‌ها  و روزهایی بوده که من و بنان به غذای خانه هم احتیاج  داشتیم  . این  اتفاق بارها  و بارها افتاد   اما هیچگاه  دستش را جلوی کسی  دراز نکرد و هنرش را نفروخت  . حتی ما وقتی به جایی دعوت می‌شدیم  امکان نداشت دست خالی برویم. خدا بیامرزد رهی معیری را ،  شبی می‌خواستیم  با ایشان  به خانه آقای  علی دشتی برویم  . آقای معیری وقتی   بسته‌ای  را دست من دید گفت  : « این چیه ؟  » گفتم : «کادوی کوچکی برای آقای دشتی...»  گفت :  «   این نخستین باری نیست که شما دست پر هستید درحالی‌که در این شرایط وظیفه ندارید . » من گفتم : « تا به امروز این عادت را داشتیم  و بعد از این‌ هم ترک نخواهیم کرد.» در یکی از مهمانی‌ها وقتی سوار ماشین شدیم پیشخدمت خانه،  یک بسته بزرگ را داخل  ماشین گذاشت.  بنان گفت: «  این چیه؟ » گفت : «  آقای فلانی دادند. » بنان گفت: «  این بسته را ببرید و به  آقا بگویید که   آن‌ را برای خودتان بر‌دارید.  »   او این تیپی بود.


استادبنان باوجود اینکه درخانواده ای قجری و ثروتمند بزرگ شده بود اما احترام به مردم و درمیان جامعه و آدمهایش بودن رابسیاردوست داشت همسرش دراین باره می گوید :

"وقتی با بنان ازدواج کردم در اوج شهرت بود اما همیشه این سوال را از من می‌پرسند چرا بنان اینقدر محبوب و مورد احترام مردم است؟ می‌توانم بگویم که شاید مهم‌ترین عامل عشقی بود که به مردم داشت. همیشه می‌گفت بزرگ‌ترین افتخارم این است که وقتی از کوچه و بازار رد می‌شوم صدای مردمی را می‌شنوم که ترانه‌هایم را می‌خوانند. او واقعا از این لذت می‌برد و همیشه به این دلیل برای مردم کار می‌کرد. ارزشی که بنان برای مردم قائل بود قابل بیان نیست."


استادبنان درساعت 6:45 دقیقه غروب 8 اسفند 1364پس ازاذان مغرب دربیمارستان ایران مهرتهران درگذشت و باوجود اینکه وصیت کرده بود که درگورستان ظهیرالدوله اورابه خاک بسپارند دو روزبعد درامام زاده طاهرکرج روی درنقاب خاک کشید .



به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی در ۲ آبان ۱۳۹۲، خانه استاد بنان تخریب شد.

این خانه تاریخی در نیاوران، بلندی‌های جمال‌آباد، نبش کوچه مینا، پلاک ۱۲ قرار داشت. محمد بهشتی، مشاور ارشد سازمان میراث فرهنگی، تخریب این خانه را به مثابه از دست دادن صاحبان تهران می داند. بنان از سال ۱۳۵۴ در این خانه دو طبقه زندگی می کرد که ایوانی رو به بلندی‌های دماوند داشت.
( خانه استادبنان )

( برجی که جایگزین خانه استادساخته شده است )


تا بهار دلنشین آمده سوی چمن

ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن

چون نسیم نو بهار بر آشیانم کن گذر

تا که گلباران شود کلبه ویران من

 

تا بهار زندگی آمد بیا آرام جان

تا نسیم از سوی گل آمد بیا دامن کشان

چون سپندم بر سر آتش نشان بنشین دمی

چون سرشکم در کنار بنشین نشان سوز نهان

 

تا بهار دلنشین آمده سوی چمن

ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن

چون نسیم نو بهار بر آشیانم کن گذر

تا که گلباران شود کلبه ویران من

 

باز آ ببین در حیرتم بشکن سکوت خلوتم

چون لاله تنها ببین بر چهره داغ حسرتم

ای روی تو آیینه ام عشقت غم دیرینه ام

باز آ چو گل در این بهار سر را بنه بر سینه ام


( استادبیژن ترقی )


تصنیف زیبای ( بهاردلنشین ) باصدای استادغلامحسین بنان



http://doholchi.com/wp-content/uploads/2011/12/download.png


تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی



برچسب‌ها: بنان, روح الله خالقی, بیژن ترقی, ابوالحسن ورزی, بهاردلنشین
׀ +׀ نویسنده: عبدالکریم مهرپیما ׀ تاریخ: چهارشنبه 7 اسفند1392 ׀ موضوع: موسیقی اصیل ایرانی ׀

نی محزون


نمی دانم

شبها من شاعر می شوم

یا تو بهانه می شوی!

و من ...

غـــزل غـــــزل؛ می بارم!



سلام به شماعاشقان زیبایی و هنر!


دراین پست یک قطعه آوازناب و بسیارجانسوز درمایه ( شوشتری ) برروی کلام فوق العاده زیبای ( استادشهریار ) باصدای هنرمند خوش آتیه و متواضع جناب ( محمدمعتمدی ) به شماخوبان همیشه همراه تقدیم میکنم . حتمادانلود کنید و بشنوید واقعا دلنشین و دلکش اجراشده است .


نوازندگان :


سعیدآرامش : سنتور

آرش کامور : کمانچه


به واقع نمیدانم احتمالا شبی که استادشهریارچشم درچشم ماه  گفتگوی خودرابااو درقالب غزل میریخته ،درچه حال و هوایی سیرمیکرده است و پرنده دلش درآسمان کدامین غریبستان جولان میداده ، اماهمین قدراطمینان دارم که استادهنگام سرایش این ابیات زمین برایش جایی تنگ بوده و آدمیانش غریبه ای ناشنوا ،که اینچنین غم انگیزسردرگوش ماه گذاشته و نجواکرده است .



فضاسازی دلپذیر و تصویری استادشهریاردر گفتگوی میان خود و ماه  و سوز صدای محمدمعتمدی دراین آواز دلکش چنان تارو پودی بهم تنیده که دل هرشنونده ای رو به درد می آورد چندروزیست با شنیدن این اثرتمام ذهنم متمایل به این چندبیت سعدی بزرگ است :



ماه رویا روی خوب از من متاب

بی خطا کشتن چه می‌بینی صواب

دوش در خوابم در آغوش آمدی

وین نپندارم که بینم جز به خواب

از درون سوزناک و چشم تر

نیمه‌ای در آتشم نیمی در آب

هر که بازآید ز در پندارم اوست

تشنه مسکین آب پندارد سراب

بامدادی تا به شب رویت مپوش

تا بپوشانی جمال آفتاب

( سعدی )


به شمادوستان نازنین پیشنهاد میکنم حتماقبل ازشنیدن این اثریک باربادقت این غزل ناب استادشهریاررو کامل بخوانید بعداین اثرزیبارو شباهنگام درتنهایی و خلوت خویش ،   بشنویدو لذت ببرید اونوقت بعید میدونم به کمترازیک بارشنیدن راضی شوید امتحان کنید حرف بنده کمترین رو تصدیق خواهید کرد .





در پی درگذشت جلیل شهناز و احمد ابراهیمی دو  استاد بنام موسیقی ایران، محمد معتمدی طی یادداشتی با خانواده و دوستداران این هنرمندان ابراز همدردی کرد، همچنین وی قطعه «امشب ای ماه» از آلبوم «سراسر مه» را با انتشار رایگان به اساتید فریدون حافظی، جلیل شهناز و احمد ابراهیمی تقدیم نمود.


**********************


اجرای تصویری ( سراسرمه ) راقبلا درباربدمنتشرکردم ( اینجاراکلیک کنید )



امشب ای ماه به درد دل من تسکینی

آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی

کاهش جان تو من دارم و من می دانم

که تو از دوری خورشید چها می بینی

تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من

سر راحت ننهادی به سر بالینی

هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک

تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی

همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند

امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی

من مگر طالع خود در تو توانم دیدن

که توام آینه بخت غبار آگینی

باغبان خار ندامت به جگر می شکند

برو ای گل که سزاوار همان گلچینی

نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید

که کند شکوه ز هجران لب شیرینی

تو چنین خانه کن و دلشکن ای باد خزان

گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی

کی بر این کلبه طوفان زده سر خواهی زد

ای پرستو که پیام آور فروردینی

شهریارا گر آئین محبت باشد

جاودان زی که به دنیای بهشت آئینی

( استاد شهریار )



قطعه آواز فوق العاده زیبای ( نی محزون ) درمایه ( شوشتری ) باصدای (محمدمعتمدی)


حتمادانلود کنیدبسیارزیباست


http://doholchi.com/wp-content/uploads/2011/12/download.png



تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی


برچسب‌ها: نی محزون, محمدمعتمدی, استادشهریار, سراسرمه, سعدی
׀ +׀ نویسنده: عبدالکریم مهرپیما ׀ تاریخ: یکشنبه 4 اسفند1392 ׀ موضوع: موسیقی اصیل ایرانی ׀

در باره من

لطیفه ایست نهانی که عشق ازآن خیزد
که نام آن نه لب لعل وخط زنگاریست
(حافظ)

سلامی به گرمی مهر!

تارنمای باربد جهت بالابردن سطح اطلاعات موسیقایی و ادبی مخاطبان عزیز طراحی شده است تا با شناخت بهتر و عمیق ترادبیات ،فرهنگ و هنر اصیل خویش بهترازپیش در راه رسیدن به خوبیها و زیبایی ها قدم برداریم . در این راه ، درویشی خوشه چین بیش نیستم .صمیمانه دست تمام دوستان وهمکاران عزیزم را برای همیاری میفشارم.


عهدمابالب شیرین دهنان بست خدا
ماهمه بنده و این قوم خداوندانند
(حافظ)


ساعت و تاریخ




منوی اصلی

صفحه نخست
فهرست مطالب وبلاگ
پروفایل
پست الكترونيك
آرشيو مطالب


آخرین نوشته ها

عطارنامه ( ازبی نشان )
بهارمن گذشته شاید ...
جانابه نگاهی ...
کنارم بمان ...
ازتخت جمشید و بیشاپور تا سواحل نیلگون خلیج همیشه فارس
مانباید بمیریم ؛ رویاها بی مادرمی شوند ( بدانیم تا بمانیم )
نغمه نوروز ...
سروش آسمان / جام مدهوشی ( سالروزدرگذشت استادعلی تجویدی)
بهارا ...
بوی بهار ...


جستجو



لینکهای روزانه

خاطره آبی
آرایشگاه بهتاب
موسیقی عشق
زندگی رانفسی ارزش غم خوردن نیست
ازدل تاقلم
شعراب
عاشقانه های ادبی
ترنم بهاری
کلبه هنر
اشعارفارسی و ترکی ( کیان عزیز)
فقط برای خنده
شاهزادگان پارسی
عارف و شیدا
الهه احساس
زلال حکمت ( جناب تقوایی عزیز)
خرنامه
دیارآشنا
تمنا
تااولین برف
لوجنک
نجوای نسیم
نوای کهن
شکوه پارسی
تاریخ ایران و جهان
داستان های شاهنامه
بسم الله الرحمن الرحیم
خاطره
آشنای دیروز ... گمشده ی فردا
آه مجنون بوی لیلی می دهد
کلبه بارونی
آسمانه
گل پامچال
جملات زیباو دلنوشته
هوای حوصله ابریست ...
نگارستان ادب فارسی
شاعرانه های من
دوستت دارم ( کیارش ازکرمانشاه)
اهورای جهان
دلفروز
هنرایران زمین
اساتیدموسیقی
عاشقانه باخدا
سروش مهر(وبلاگ جناب اکبری )
شمیم فسا(وبلاگ جناب علیزاده)
پنجره دل
زنده بادزندگی
ویولونیست
حرفی ازآن هزاران ...(وبلاگ ادبی استادبردبار)
وبلاگ استاد جعفری (سها)


آرشیو موضوعی

شعرو ادبیات
موسیقی اصیل ایرانی
مقالات موسیقایی
اجراهای خصوصی
برنامه رادیویی گلها
موسیقی پاپ
گلچین هفته
مطالب متفرقه
موسیقی بیکلام
استادجعفری ( سها )
گزارش های موسیقی
تاریخ و تمدن ایران باستان


برچسب‌ها

محمدرضاشجریان
مولانا
همایون شجریان
حافظ
سعدی
بنان
فریدون مشیری
شهرام ناظری
اجرای خصوصی
رهی معیری
حسین علیزاده
حبیب الله بدیعی
محمدمعتمدی
پرویزمشکاتیان
روح الله خالقی
سالارعقیلی
هوشنگ ابتهاج
مرضیه
ایرج بسطامی
حسام الدین سراج
احمدشاملو
عبدالوهاب شهیدی
همایون خرم
جلیل شهناز
گلهای تازه
فریدون شهبازیان
همامیرافشار
جوادمعروفی
بی من مرو
گلچین هفته


**RSS**



امکانات

باربد

برخیز که می‌رود زمستان بگشای در سرای بستان نارنج و بنفشه بر طبق نه منقل بگذار در شبستان وین پرده بگوی تا به یک بار زحمت ببرد ز پیش ایوان برخیز که باد صبح نوروز در باغچه می‌کند گل افشان خاموشی بلبلان مشتاق در موسم گل ندارد امکان آواز دهل نهان نماند در زیر گلیم و عشق پنهان بوی گل بامداد نوروز و آواز خوش هزاردستان بس جامه فروختست و دستار بس خانه که سوختست و دکان ما را سر دوست بر کنارست آنک سر دشمنان و سندان چشمی که به دوست برکند دوست بر هم ننهد ز تیرباران سعدی چو به میوه می‌رسد دست سهلست جفای بوستانبان



اساتید موسیقی

تارنمای دوستت دارم



طراح قالب

Edits By: Ejdeha-Sabz.BlogFa.com